کسانی در این دنیا زندگی میکنند که دلی چونان سـنگ دارنـد و از مهـر و عطوفـت بیخبر هستند و معنی عشق و ایثار را درک نمیکنند و این فقـط انسـان مـؤمن اسـت کـه قلبش لبریز از مهر و عشق نسـبت بـه بشـریت میباشـد و معجـونی اسـت از شـدت و رحمت، نرمش و صلابت و خشونت شیر و مهربانی مادر، او متخلـق بـه اخـلاق الهـی است و لذا هم عزت و عطوفت و هم جلال و جمال هردو را دارد، کما اینکـه متخلـق بـه اخلاق پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم نیز هست و هیچگاه به خاطر خودش عصـبانی نمیشـود، امـا در قبـال تعدی به حق، سراسر خشم و غضب میگردد، از این رو اگر در میـدان جنـگ او را نگـاه کنید گویی آتشی در هیزم و داسی است که کشتزاری را درو میکند و از قلب و عاطفه بـهدور است. از طـرف دیگـر وقتـی در نمـاز او را بنگریـد از چشـمانش اشـک میریـزد و سینهاش همانند خمره میجوشد، دلش به حال ضعیف به رقت میآید و به مورچه و یتیم مهر میورزد. آری، هم مثل عسل شیرین و هم مانند زهر تلـخ اسـت، ولـی آن شـیرینی طبیعت و سرشت او است و این تلخی بنا به علل و عواملی به وجود میآید، در واقع زبان است حال او این مصراع از شعر حسان بن ثابت است کـه میگویـد: «واني لحلـو تعترينـي مرارة» یعنی من شیرینی آمیخته به تلخی هستم. چنانکه او از گذشت و بخشش در حق دشمن هم دریغ نمیکند و حتی در میدان نبرد اخلاق عالی را فراموش نمیکند.
بازگشت به اسلام «سید ابوالحسن ندوی»!