فهرست بستن

آموزش در آیینه زمان (روایتی از دوران جمهوریت)

فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
دوره تحصیلات عالی
ضعف باورهای دینی

یکی دیگر از معضلاتی که در عصر جمهوریت نظام تحصیلاتی عالی کشور را به‌شدت تهدید می‌کرد، ضعف باورهای دینی بود. انسان از طرفی فطرتاً خداجو و دین‌دار است و از طرف دیگر به علل و عوامل درونی و بیرونی به دین و احکام دینی پشت می‎کند و آن را ناچیز و حقیر شمرده یا خرافه و افسانه می‎خواند؛ حالا اگر انسانی که بنا بر عوامل مختلف، به دین و احکام دینی پشت می‌کند و باورهای دینی‌اش ضعیف می‌شود، از طبقه‌ی عوام باشد، خیلی به نظر بعید نمی‌رسد و جایی بس شگفتی نیست، اما این مسئله وقتی به یک بحران در جامعه تبدیل می‌شود که ضعف باورهای دینی در مراکز عملی اوج بگیرد و طبقه‌ی دانا و خردمند جامعه به دین و باورهای دینی پشت کنند. جامعه افغانستان که حالت سنتی خاص خودش را دارد و از جانبی هم بحران‎های سیاسی- اجتماعی- فرهنگی قریب به نیم‌قرن، همه چیز را ویران ساخته و زیر بناهای اقتصادی و اعتقادی مردم را از ریشه ویران ساخته است و اخیراً تهاجم فکری و فرهنگی غربی‎ها و بالاخره دست‌یافتن مردم به انترنت با گسترش و عمومیت تکنولوژی ارتباطی- جهانی، فکر و فرهنگ اسلامی، با تحولات و تغییرات مواجه شده است که می‎توان آن را دین‌گریزی نامید. یکی از وسایل و ابزار مهمی که غربی‌های از آن در جهت پخش و نشر افکار و ایده‌های مخرب خود بهره می‌بردند، پوهنتون‌ها و نظام تعلیمی و تحصیلی کشور است. غربی‌ها پس از این که بارها در جبهه‌ی جنگ نظامی با افغانستان به شکست مواجه شدند، به تهاجم فکری و فرهنگی علیه این کشور روی آوردند تا از این طریق برنامه‌های شوم‌شان را در کشور مطرح نموده، به اهداف ناپسندشان نائل آیند.
در بیست سال جمهوریت از پوهنتونها به‌عنوان ابزاری برای تهاجم فکری استفاده می‌شد و سرمایه‌های هنگفتی در این مراکز علمی، جهت ترویج اندیشه‌های سکولاری و تضعیف باورهای دینی هزینه می‌شد و شوربختانه این طرح و برنامه‌های دشمن تا حد زیادی بر کرسی عمل نشسته بود و بسیاری از پوهنتون‌های کشور را تحت تأثیر تهاجم فکری و فرهنگی غربی‌ها قرار گرفته بودند. پس از ترویج و گسترش اندیشه‌های سکولاری در پوهنتون‌ها، ضعف باورهای دینی چنان اوج گرفته بود که فکر و ذهن محصلان را نسبت به باورها و ارزش‌های دینی متحول کرده بود تا آنجا که گاهی ارزش‌ها و باورهای دینی از طرف محصلان مورد نقد قرار می‌گرفت. بر اساس مفهوم این شعر: «چو کفر از کعبه برخیزد کجا ماند مسلمانی؟» وقتی باورها و ارزش‌های دینی در مراکز علمی، نزد آگاهان و دانایان که محل احیاء، رشد و رونق آن‌ها است، تضعیف شود و سیر نزولی در پیش بگیرد، از طبقه‌ی عوام جامعه چه توقع می‌رود. اگر این سیر نزولی همچنان ادامه پیدا می‌کرد، بدون تردید دین و باورهای دینی از تمام عرصه‌ی جامعه به مسجد و منبر منحصر می‌شد و جامعه در چنگال زهرآگین اندیشه‌های سکولاری و سبک زندگی غربی گرفتار و به کام نابودی و انحطاط سپرده می‌شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *