نویسنده: عبدالمنان محبوبی
مقدمه
به نام خداوند جان و خرد *** کزین برتر اندیشه بر نگذرد
ابتدای کلام سزاوار سپاس و ستایش اوست؛ سپاس و ستایش ذاتی را سزد که هستی را از کان عدم، آزاده آفرید و از این میان انسان را به زیور خرد و آزادگی آراسته و به «احسن تقویم» ترسیم نمود و ملاک برتری را بر تقوا و پرهیزگاری گذاشت. ستایش خدایی را سزد که جهت رهایی انسان از اسارت و بردگی و هدایت آن به سرمنزل سعادت و نیکروزی، پیامبری که صلیالله علیه و سلم، فرستاد تا باشد که مسلمانان و مظلومان جهان را از چنگال زهرآگین کفار و ناخداباوران نجات بخشیده، آنها را به پرواز بر قلههای منیع آزادی رهنمون باشد. سپس سلام و درود میفرستم بر روان پاک پیامبر اسلام -صلیالله علیه وسلم- فرستادهی که با رفتار، گفتار و کردار نیکش، فضایل اخلاقی را با نیکوترین وجه ممکن، به نمایش گذاشت و انسان را از زندان اسارت، باتلاق جهالت، لجنزار خیانت و اوج حماقت به بوستان عبادت، گلزار ذکاوت، چمنزار امانت و اوج سعادت رهنمون گشت.
افغانستان، به دلیل داشتن اهمیت استراتژیک، بارها در چنگال بیمهر امپراتوریها و ابرقدرتهای جهان گرفتار آمده است و خوشبختانه، با ایثار و جانفشانی، هر بار فاتح میدان نبرد بوده است. ناگفته نباید گذاشت که افغانستان این اهمیت استراتژیک را تا حدود زیادی مدیون موقعیت جغرافیایی خود است. افغانستان در فراشد زمان شاهد بروز چندین تغییر و تحول اساسی در نظامهای سیاسی خود بوده است. این سرزمین به دلیل داشتن این موقعیت استراتژیک، بهای بزرگی پرداخت و بارها مورد تهاجم، تجاوز و تاختوتاز بیگانگان قرار گرفت. هر بار جنگ و تهاجم، ویرانی، آشفتگی و هرجومرج عظیمی بر پیکر این ملت وارد کرد که بازسازی آن مدتها به طول انجامید. اگر چه دو امپراتوری بزرگ وقت، یعنی بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی، در نبرد برای کنترل افغانستان و یا گذشتن از آن برای دسترسی به هدفی دیگر، تلخترین شکستها را در این کشور تجربه کردند، افغانها علیرغم کسب پیروزی در میدان جنگ، در اسارت سرنوشتی که تاریخ و جغرافیا نصیب آنها کرده است، نتوانستند پیروزیهایشان را به فرجام نیکو برسانند.