نویسنده: محبوبی
فصل اول: زندان در فراشد زمان
ادامه پیشینه زندان
پیشینهی زندان در افغانستان
در یک بررسی کلی از وضعیت زندانها در سالهای قبل از 1298 و با در نظرداشت مشخصات آن دوره، میتوان چنین نتیجه گرفت که سیستم عدلی و قضایی در این زمان بر پایهای یک برداشت ابتدایی از شریعت اسلامی همراه با سیاستهای جداگانهی هر حکومت در زمینهی اعمال قدرت قهریهی آنها فعالیت مینموده است. ازآنجاییکه در آن روزگار شیوهی حکومتداری استبدادری و نظام سیاسی اغلب شاهی مطلقه بوده است، زندانها معمولاً مکانی برای شکنجهی اشخاصی بوده که با نظام پرچم مخالفت بلند کرده و یا با شاه و اعضای فامیلش دشمنی داشتهاند که در اصطلاح جدید به آن زندانی سیاسی گفته میشود. شاه و نزدیکانش در برابر مجرمین از صلاحیت بی حد و حصر برخوردار بودند و اکثراً مجازات شدید که موجب رعب و ترس در میان مردم میگردید، بیشتر مورد توجه مقامات و دستاندرکاران نظام واقع میشد. در این سالها اصلاً مفکورهی اصلاح و تربیت مجدد مجرمین مورد نظر نبود و حکمروایان فقط به فکر سرنگونی و سربهنیست کردن مخالفان خود بودند. در برخی از مقاطع زمانی که طرز تفکر شاه نسبت زندان و وضعیت زندانیان تغییر میکرد، بسیار کوتاه مدت و منحصر به فرد بوده و موجب اصلاح وضعیت عمومی زندانها و بهبود شرایط آن نگردیده است.
پس سال 1298، با روی کار آمدن شاه امانالله خان، در تاریخ افغانستان یک سری تحولات جدید رونما گردید که اصلاحات قضایی و تحولات مثبت در وضعیت رقتبار زندانها از آن جمله است. شاه امانالله خان با اعلان استقلال کشور، در سال 1298 تلاش کرد تا وضعیت بی ثبات قضایی کشور را از راه تدوین نخستین قانون اساسی 1302 که در آن نظام سیاسی افغانستان شاهی مشروطه تثبیت گردیده بود، تحت کنترل بیاورد. در این زمان پس از تدوین قانون اساسی، نخستین قانون تنظیم امور محابس و توقیفخانهها با عنوان «نظامنامه توقیفخانهها و محبوسخانهها» نیز در سال 1302 تدوین و تصویب شد. یکی از مهمترین پیشبینیهای قانون در این دوره، محدود کردن تعداد زندانها به واحدهای اداری خاص بود که قبلاً هیچ نوع محدودیتی وجود نداشت. به این ترتیب قوانین دوره امانی، مراحل سلب آزادی از زندانیان را به دو دو مرحله، قبل از محاکمه و بعد از محاکمه دستهبندی نموده بود.