نویسنده: محبوبی
فصل دوم: زندان های خوفناک افغانستان
ادامه زندان پلچرخی
پیرامون هدف اعمار زندان پلچرخی نظریات و نقل قولهای ضد و نقیضی وجود دارد. برخی از مورخان و نویسندگان، اعمار زندان پلچرخی را گوشهی از برنامههای انکشافی داود خان جهت بهبود امنیت و ثبات دولت میدانند. سنگ تهداب این زندان به دست داودخان گذاشته شد. داودخان به این پروژه علاقه زیاد داشت و همواره از نزدیک کار اعمال آن را نظارت میکرد (روستار، 1369: 87). برخی از محققان موضوع را با دوره جنگ سرد و مداخله اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان مرتبط میپندارند. به دلیل اهمیت بحث در این جا به نظریات دو تن از اراکین پولیس افغانستان که سابقهی کاری با رژیم داودخان را دارند، پرداخته شده است. مل پاسوال حبیب الرحمن سهر مسئول کنترل تدارکات وزارت امور داخله دوران جمهوریت که از افراد سابقهدار پولیس است و در زمان ساختن زندان پلچرخی شامل برنامههای نظارتی از آن زندان بوده، اعمار این زندان را اقدامی برای بهبودی وضعیت زندانها قلمداد نموده است. به گفتهی وی پیش از اعمار زندان پلچرخی، چنین سهولتی برای نگهداری زندانیان وجود نداشته است. زندان مرکزی دهمزنگ، تنها مکانی بوده که باید تمام زندانیان مرکز و تعدادی از زندانیان ولایات که محکوم به حبس طولانی بودند، در آن حبس میشدند. وضعیت زندان دهمزنگ به دلیل ازدحام زندانیان، بینهایت وخیم و رقتبار بوده است. به همین منوال، مل پاسوال عبدالمنان همدل، استاد آکادمی پولیس افغانستان، در مقایسه زندان پلچرخی با زندانهای گذشته در طول تاریخ افغانستان این زندان را غنیمت بزرگ پنداشته است (همدل، 1394: 85). با این بررسی، کنکاش و استنتاج از چشم دیدشان از زندان پلچرخی و سایر زندانها هر دو (حبیب الرحمن سهر و عبدالمنان همدل) به باورند که اعمار زندان پلچرخی گامی بود در راستای بهبود وضعیت زندانهای کشور. البته ناگفته نباید گذاشته که نظریات مخالف در این مورد را نمیتوان نادیده گرفت؛ زیرا تعداد زیادی از مورخان و تحلیلگران اعمار زندان پلچرخی را با هدف و انگیزهی سیاسی و سرکوب گرایانه مرتبط دانسته، به این باورند که در پی اعمار زندان پلچرخی هیچ نوع برنامه و پلان اصلاحی مطرح نبوده است (پیرزاده غزنوی، 1389: 232 و هریپور، 1368: 48).