نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: تبشیر مسیحیت در عصر جمهوریت
ابزار تبشیر (تنصیر)
1- پوهنتونها و مراکز علمی
ادامه
یکی از دعوتگران نصرانی در این زمینه میگوید: «ما باید مسلمانان را بر انشای مکاتب به سیستم تعلیم غربی تشویق کنیم، چون بسا از مسلمانان هنگامی که زبان انگلیسی را آموختند در عقیده ایشان فتور و سستی رونما گردید» (خالدی و فروخ، 1372ق: 88). همچنین «واتسن» رئیس پوهنتون آمریکایی در قاهره مصر در زمینه چنین اظهار نظر نموده است: «ما در سیاست دینی خود بر محتویات تأکید میورزیم تا بر اسماء، و ما خشنود میشویم هنگامی که بتوانیم یک جوان مسلمان را آمادهای پذیرفتن مبادی عقیده و ایدئولوژی خود بسازیم و هنگامی که مبادی نصرانیت در زندگی آن جوان مسلمان سرایت کند، مبادی مذکور در فکر و اندیشه آن جوان به نشو و نما میپردازد و روزی فرا خواهد رسید که او خود را به نام دیگری نامگذاری خواهد نمود که شیوه زندگیاش را از شیوه عادی زندگی جهان اسلام جدا خواهد ساخت و شاگردی که از ما جدا شود ممکن است که او خود را مسلمان تصور کند، اما او در این حالت نیز شخص دیگری جز آن شخصی میباشد که با ما پیوسته بود و ما توسط سیاست دینی خود میتوانیم جوانان را در مسیر مسیح به حرکت درآوریم» (علی، بیتا: 31).
سردمداران تنصیری خودشان خواسته یا ناخواسته اعتراف می-کنند که هدف ما از تأسیس این پوهنتونها و مراکز علمی، پخش و نشر مسیحیت و گمراه نمودن مسلمان است؛ فقط چشم بینا و گوش شنوا میخواهد که این حقایق را ببیند و بشنود. چون حکومت جمهوریت افغانستان دستنشاندهی خود غربیها بود، در تمام عرصهی این حکومت دخیل بودند و در تمام امورات کشور دست داشتند و با پر روی تمام پوهنتون آمریکایی در پایتخت کشور تأسیس کردند و با آزادی تمام جوانان این میهن را به گمراهی میکشیدند. اینها بهخوبی قابل تصور است؛ زیرا هنگامی که رئیس جمهور کشور، دستنشانده و فارغالتحصیل یکی از این پوهنتونهای مسیحی ساز (اشرف غنی از پوهنتون آمریکایی لبنان) باشد و بانوی اول کشور (رولا غنی، مسیحی و لبنانی است) یک مسیحی باشد، عادی به نظر میرسد که نظام آموزشی و تحصیلی کشور تحت نظارت آنها بوده و در مسیر پیاده نموده اهداف تنصیر روان باشد.