نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
داکتر نجیب
ازدواج با بدکاره
نجیب در ادامهی عیاشی و انجام اعمال ناپسند، با زن بدکارهی به نام «فتانهی ساقی» ازدواج کرد. سرآغاز آشنایی نجیب با فتانهی ساقی از آنجا شروع میشود که سلیمان لایق یکی از اعضای مهم حزب دموکراتیک خلق که با نجیب رابطهی صمیمی داشت و او را برای عضویت در حزب رهنمایی کرده بود، به پاس روابط عاشقانهی که با خانوادهی فتانه داشت، خوشخدمتی کرده، نجیب را به نام معلم خانگی برای دو دختر نالایق، بیاستعداد و هرزهی حمیرا سراج معرفی نمود. این دقیقاً سرآغاز راهیابی نجیب به فساد خانهی جدید بود که این بار نیز تا گلو در فساد و فحشا غرق شد.
ارتباط نجیب با خانوادهی حمیرا سراج (جیلانی) با مخالفت مواجه شد. رفت و آمد نجیب، به صفت معلم خانگی به خانهی فتانه مورد اعتراض و انتقاد جدی اعضای حزب واقع شد. میراکبر خیبر در همسایگی حاکم جیلانی در مکروریان زندگی میکرد و از نزدیک شاهد تمام فجایع اخلاقی و اعمال ناپسند و زشت این خانواده بود و با آگاهی کاملی که از اخلاق خانوادگی و سابقهی پر گناه و فساد و فحشای این خانواده داشت، نجیب را بخاطر روابطش با این عناصر فاسد و گناهآلود به باد انتقاد گرفت و با وی قطع علاقه کرد. نجیب در ابتدا وانمود میکرد که فقط معلم خانگی است و دیگر هیچ نسبتی با آن خانواده ندارد؛ اما پس مدتی به عاشق سینه چاک فتانهی ساقی تبدیل شد که سرانجام نجیب که خود را شخصیت انقلابی و پشتون با غیرت میدانست، با همان هرزهی معلومالحال، فتانهی ساقی ازدواج کرد و ورقی تازه بر اوراق ننگین زندگیاش افزون گشت. ازدواج نجیب با این هرزهی بدکاره که یک افتضاح و رسوایی بود، اختلافات زیادی را در بین حزب به بار آورد. بسیاری از اعضای حزب در مقابل این کار نجیب انزجار و نفرت خویش را ابراز نمودند. نجیب آنقدر زیر فشار حزب قرار گرفت که مریض شد و مدتی در خانه از انظار عمومی پنهان بود. پس مدتی نجیب راه مصلحت را در پیش گرفت و با کارمل از در تسلیم پیش آمد و مطیع و فرمانبردار کارمل شد.
افغانستان در چنگال کمونیسم