فهرست بستن

ترویج گمراهی

نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: تبشیر مسیحیت در عصر جمهوریت
ابزار تبشیر (تنصیر)
7- فقر و بی‌سوادی
ادامه
تنصیری‌های مسیحی جهت به دام انداختن مردم مظلوم افغانستان، به‌علاوه‌ی عنصر فقر از فاکتور جهل و خرافات نیز بهره‌ی وافر برده‌اند. تبلیغ نصرانیت در مناطقی به اوجش می‌رسد که فقر، جهالت و خرافات در آن دیار خیمه گسترده بود. جهالت و خرافات منفذی است که مبلغان گمراه کننده‌ی مسیحی توانستند با استفاده از آن در جامعه نفوذ یابند و افرادی از این جامعه را بربایند و شیفته خود بگردانند. محیط‌های جهل‌زده و خرافات آلود بهترین فرصت برای تغذیه مسیحیت بوده است. به همین دلیل است که تنصیری‌های مسیحی بیشتر مناطق مرکزی و شمال کشور را مورد توجه خود قرار دادند و هم چنین این رویداد شاهد این مدعا است که وقتی «لارا بوش» همسر جورج بوش که مسئولیت حرکت تنصیری در دنیا را به دوش داشت، هنگامی که در دوره اشغال به افغانستان سفر کرد، تنها مکانی را که مورد توجه و بازدید خود قرار داد، ولایت بامیان بود. انتخاب ولایت بامیان برای بازدید تصادفی و از روی بی‌میلی نبود، بلکه از این جهت بود که متأسفانه در عصر جمهوریت صفحات مرکزی کشور کانون انتشار مسیحیت در کشور محسوب می‌شد. شاید در ذهن کنکاش‌گر سؤالی ایجاد شود که چرا تنصیری‌ها صفحات مرکزی کشور را در محراق توجه قرار داده بودند؟ خلیل احمد جامی در مقاله خود به این سوال نیز به صورت مفصل پاسخ داده است که نقل آن به دور از ارزش و اهمیت نخواهد بود. جامی به این باور است که «در صفحات مركزي از جمله باميان، هم فقر اقتصادي است و هم مشكل فكري و عقيدتي! و اين خود بهترين زمينه براي استفاده‌ی مسيحيت است و تبشير به‌راحتی مي‌تواند در چنين اماكني نفوذ خود را گسترش دهد. مردم ديدند، نود و پنج فيصد مسيحي شدگاني را كه رسانه‌ها به نمايش گذاشتند، متأسفانه از ميان محروم‌ترين اقشار مسلمان افغاني يعني از ميان مردمان مناطق مركزي افغانستان بودند! باميان به علت دور افتادن از مراكز فرهنگي و فكري، از نگاه عقيده با مشكلات فراواني روبه‌روست و مردمي از اين سرزمين هستند كه با باور‌هاي خرافي چون علي‌اللهي‌يان، به اصطلاح دين‌داري مي‌كنند. بسيار واضح است، اين گونه خرافات فكري را وقتي علاوه‌ی مشكل اقتصادي و ساير نيازمندي‌ها بسازيم و آن را در معرض قضاوت فكري يك جوان خالي‌الذهن قرار دهيم، او يقيناً از اين كه بگويد حضرت علي خداست، اگر به اين معتقد شود كه حضرت عيسي پسر خداست، يك پله از انحراف و خرافات به پايين آمده است، ضمن اين كه به پول‌وپله و جايگاه مناسب‌تر اقتصادي و… نيز دست مي‌يابد! در مجموع چنين عواملي موجب شده است تا تبشير نيشش را در كشور ما فرو كند و براي ترويج افكارش همراه با مهمات جنگي، كانتينرها انجيل وارد نمايد» (همان).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *