فهرست بستن

برگرفته از کتاب “نبی رحمت”

ترتیب‌کننده: کرار

بعد از بعثت
سیّدالمرسلین با اذیت و آزار گوناگون قریش مواجه می‌شود
وقتی قریش دیدند که نمی‌توانند جوانان تازه مسلمان را از دین اسلام منصرف سازند. از طرفی رسول اکرم صلی‌الله لیه و سلم در دعوتش پا برجا و استوار است، این موضوع مایه نگرانی شدید آنان گردید. اینجا بود که نادانان خود را، علیه رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم تحریک نمودند تا او را مورد اذیت و آزار قرار دهند، و آن حضرت را تکذیب کرده، به ساحری و شاعری متهم نمودند، و به کاهن گری و جنون نسبتش دادند و در این زمینه راه‌های گوناگونی را در پیش گرفتند. روزی اشراف قریش در مقام حجر اسماعیل گرد آمده بودند. در همین موقع حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم در حالی که مشغول طواف بیت الله بود از کنار آنان گذر کرد. اشراف قریش با کلماتی به وی طعنه زدند، آنها تا سه بار این عمل را تکرار کردند: آنگاه حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم ایستاده فرمود: ای قریش آیا می‌شنوید؟ سوگند به آن‌که جانم در دست اوست، برای ذبح شما آمده ام! قریش با شنیدن این سخن طوری ساکت شدند که هیچ حرکتی نکردند، سپس با ملاطفت و نرمی گفتگو نمودند. همان روز در حالی که آنان در جایگاه خود بودند، حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم دوباره ظاهر شد. همگی با اتفاق هم بر آن حضرت صلی‌الله علیه و سلم حمله بردند و او را احاطه نمودند. یکی از آنان اطراف لباس رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم را گرفته و به قصد خفه کردن، گلوی آن حضرت را محکم فشرد، ابوبکر صدیق رضی‌الله علیه و سلم وقتی این منظره را دید، بلند شد و به دفاع پرداخت و در حالی که گریه می‌کرد این کلمات را می‌گفت اتقتلون رجلا ان یقول ربی‌الله. آیا مردی را صرفاً به این اتهام می‌کشید، که می گوید: پروردگارم الله است؟. قریش آن حضرت را رها کردند. روزی رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم از خانه بیرون آمد. هر کس که آن حضرت صلی‌الله علیه و سلم را می‌دید به او دروغگو می‌گفت و اذیتش می‌کرد. حضرت به خانه‌اش برگشت و از شدت ناراحتی چادری بر خود پیچید. و دراز کشید، در همین دوران خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: یاایهاالمدثر قم فانذر. ای جامه بر خود پیچیده به پا خیز و مردم را بیم ده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *