نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: ضعف قدرت و تأثیر آن در تجزیه
دولت و نظام جمهوریت تحت حمایت اشغالگران به دلیل نداشتن اقتدار داخلی، قادر به حمایت از شهروندان، حفظ حاکمیت سرزمینی در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی و ارائه خدمات اساسی مانند آموزش و بهداشت و… نبود. این شرایط تا حدودی زیادی محصول فساد گسترده، مداخله مستقیم متجاوزین، اختلافات داخلی گروههای قدرتطلب، جبر جغرافیای یا موقعیت جغرافیایی داخلی و منطقهای افغانستان بهعنوان کشوری حایل است. کشورهای حایل که اینهمه مشکلات داخلی داشته باشند، نقشی بسیار ضعیف و منفعلانه در سیاست منطقهای و بینالمللی دارند و همواره بین قدرتهای بزرگ دارای وضعیت پیچیده و خطیر میشوند. استقلال و تمامیت ارضی آنها تابع رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای میشود.
افغانستان از زمان کودتای منحوس هفت ثور با اشغال اتحاد جماهیر شوروی و خاصتا بعد از اشغال آمریکا، بــا دولتهای شکننده و جامعۀ پرآشوب و آسیبزده از جنگ داخلی روبهرو بوده است، درعینحال، نبود وفاداری ملی به دلایل مشکلات دولتها زودگذر بر تشدید ضعف ساختاری حکومتها افزوده و بـه دولت و ملت ضعیف انجامیده بود. رعایتنکردن واقعیتهای عینی افغانستان در تأسیس نظام جمهوری ساخت غرب و شکلگیری حکومت پایهریزی شــده در کنفرانس فراقانونی بن مزید بر علت بود. ازآنجاییکه نظم حقوقی و سیاسـی، طراحی شده در بن آلمان بهعنوان محور قانون اساسی با واقعیتهای عینی جامعۀ افغانستان همخوانی چندانی نداشت، بهجای حل مشکل، سـبب بروز انواع بحرانها شد و نتوانست تمام گروههای قومی، سیاسی و مذهبی را زیر چتر حکومت به معنی درست کلمه جمع کند. ازاینرو، گروههای قومی و سیاسیای که شعاع وجودیشان را در حکومت نمیدیدند، به تخریب حکومت پرداختند. عامل دیگری که مشروعیت حکومت را تضعیف میکرد، برگزاری انتخاباتهای همراه با تقلب در سالهای 2009،2014،2019 بود که به ایجاد حکومتهای تقسیم شده بین مخالفین انجامید.
طرح ناکام تجزیه افغانستان