فهرست بستن

طرح ناکام تجزیه افغانستان

نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: ادامه ضعف قدرت و تأثیر آن در تجزیه
اکثریت حاکمان این کشور طی دو صدسال اخیر در گرداب تکرار کارهای اشتباه اسلاف خود گیر مانده‌اند و همیشه دایره‌وار به‌دور خود می‌چرخند؛ تجاوز بعد از تجاوز، شکست بعد از شکست. در طی پنجاه سال اخیر به‌ندرت مردم مظلوم تا پنج سال در آرامش خاطر بسر برده‌اند و طعم حلاوت آسایش و رفاه را چشیده‌اند. به دلیل مصیبت‌های فراوان، در بین مردم ضرب‌المثلی عجیبی است که عدۀ زیادی به آن باور دارند و حامی باورشان نیز وقوع حوادث مصیبت‌بار دائمی است. این ضرب‌المثل می‌گوید: «پس هر خنده گریه است». طوری مسئله در نهاد ملت تجربه شده که عموم مردم به تکرار حوادث، جنگ‌های متعدد و طولانی‌مدت به حقیقی بودن این ضرب‌المثل باور دارند و فکر می‌کنند شادمانی برایشان نادرست و حرام است و دائم باید غمگین و سرخورده باشند تا دچار مصیبت نشوند. درحالی‌که ممکن بود برعکس گفته شود: «پس هر گریه آخر خنده ایست». حکومت‌های ضعیف عامل اصلی غمگین بودن ملت مظلوم و ستمدیده است که شادی را از چهره آنها می‌گیرد و سایۀ غم‌های بی‌پایان را بر دل و روان آنها می‌نشاند.
این ضعف‌های متناوب و متفاوت در حکومت‌ها و حاکمان، باعث بی‌باوری مردم به دولت گردیده بود و از عوامل تجزیه بخش‌های عمده از خاک کشور در دوران معاصر بود. ضعف دولت مردان زمانی واضح می‌شود که حکومت مستقر در موضع اقتدار نباشد. در نتیجه، ابتدا وضعیت حاکمیت دوگانه (رژیم مستقر و معارضین) و سپس فروپاشی حاکمیت مستقر روی خواهد داد. یک دولت ضعیف به‌شدت در معرض مواجهه با متجاوزین خارجی و مخالفین داخلی قرار دارد. دولت ناکام، دولتی است که توانایی انجام کارکردهای معمول یک دولت مانند انحصار و کاربرد زور مشروع، برای حفظ ثبات و امنیت، ایجاد شرایط رشد اقتصادی و تأمین خدمات عمومی برای شهروندانش را ندارد. استمرار رژیم‌های سیاسی بستگی به استحکام پایه‌های قدرت آنها یعنی (مشروعیت، ایدئولوژی، کارآمدی تأمین منافع عمومی، تأمین منافع خصوصی، سلطه و اجبار) دارد و بحران در هر یک یا همه این‌ها ممکن است موجب تحول درونی یا کسر مشروعیت، ناکارایی، ازدسـت‌رفتن پایگاه‌های اجتماعی شده و عامل فروپاشـی کامل نظام سیاسی شود. معمولا ضعف حمایت اجتماعی، سرکوب و اعمال سلطه در دولت وقتی دست‌به‌دست هم دادند، احتمال فروپاشی کامل نظام افزایش می‌یابد. فروپاشی نظام سیاسی کشورها وقتی قطعیت پیدا می‌کند که دولتی با نیروهای مخالف سازمان‌یافته‌ای مواجه باشد که دارای ایدئولوژی، رهبری و توانایی بسیج سیاسی باشند. از نمونه‌های بارز آن نظام فرسوده جمهوریت و مخالفین سازمان‌یافته با ایدئولوژی اسلامی و رهبری توانا و حمایت ملت بود که توانست متجاوزین و مزدوران‌شان را از اریکه قدرت به پایین بکشد و حکومت عدل اسلامی و افغانی را در مدت کم به میان آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *