نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: تأثیرپذیری از دشمنان
در اوایل پیروزی ملت، تعداد زیادی از رهبران متفرق تنظیمی، از کمونیستان نفرت داشتند و با آنان تعامل نمیکردند و به بهانه وجود این افراد زشت طینت حتی در مقابل هم قرار میگرفتند. بعد از سپریشدن مدتی با تمرکز بر گرفتن قدرت بهمرورزمان جهاد و مقاومت به باد فراموشی سپرده شد، دیگر اکثر رهبران تنظیمها با آنان در تعامل بودند و از دانش جنگی آنان استفاده زیادی مینمودند. این وضعیت نشان از وخامت اوضاع، نفوذ موریانهوار دشمن در صفوف مجاهدین و یکی از عوامل جنگهای داخلی بود. علاوه بر نفوذ دشمن در صفوف مجاهدین، علت دیگر نیز برای جنگهای داخلی متصور است که آن عبارت از متأثرشدن تعدادی از مجاهدین از تأثیرات روانی جنگها و وحشیگریهای شوروی در افغانستان است. آن جنگهای ویرانگر تمام افراد دخیل در جنگ را به شدت متأثر ساخته حتی برخی از رهبران جنگی ممکن است تحت فشارهای روانی قوی قرار گرفته باشند که میتواند به عواقب نامطلوبی برای رفتار و تصمیمگیریهای غیرانسانیشان منجر شده باشد. این فشارها ممکن است به دلیل مسئولیتهای سنگین، تصمیمگیریهای دشوار مواجهه با حالات سخت که ممکن است باعث افزایش خشونت توسطشان شده باشد. برخی از رهبران جنگی ممکن با احساسات ترس، اضطراب و افسردگی مواجه شده، اما به دلیل فشار اجتماعی و فرهنگی، اغلب به سختی به این مسائل پی میبردند. بر این اساس میتوان گفت که اکثر این رهبران به نحوی دچار جنون
قدرت شده و بهشدت از بیماریهای روانی رنج میبردند. به این دلیل تمام تکنیکهای آموخته از این جنگ را با مشاوره کمونیستان، تسلیحات و مهمات باقیمانده را بر علیه ملت و همقطاران خود استفاده نمودند.
رد پای کمونیزم