فهرست بستن

سایه همسایه

نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: چالش‌های فرهنگی افغانستان
مدارس دینی
علاوه بر سنگینی نصاب درسی، زمان تعیین شده برای یک متن سنگین دینی، با حدود دو الی سه نوبت درس در یک هفته، نمی‌تواند متعلم را به یک چهارم کتابی برساند که کلی قیل قال پیرامون موضوعات آن مطرح است. این حالت در تمام کتب متون در مدارس دیده می‌شد. این زمان بندی با این نصاب درسی غیر متوازن، دقیقاً متعلم را به سمت سوی بی‌سوادی دینی سوق میداد و در نتیجه بعد از فراغت از صنف 12 و واردشدن به تحصیلات عالی باعث تحمل فشار بیش از حد، بر محصل و تحصیلات عالی می‌گردید. زمان جمهوریت، زمان سرازیر شدن میلیاردها دالر امریکایی به سرزمین ما بود. زمان ایجاد شغل‌های کاذب و آنی، زمان تهاجم فرهنگی و زمان تولید فارغ‌التحصیلان بی‌سواد، مدیران نالایق، کارمندان چپاول‌گر و … بود. تعدادی از مردم از زن، مرد، پیر و جوان، بدون در نظر داشت اهمیت علم و دانش و تخصص، به دروازه مدارس دینی صف کشیده بودند تا مدرک فراغتی که به آسانی و با دادن امتحان سویه دروغین، قابل اخذ بود، کسب کنند و شغلی را اشغال نمایند و به در آمد که حلال و حرام آن مهم نبود، برسند. پروسه استخدام در ادارت دولتی با داشتن مدرک تحصیلی غیر تخصصی و دادن رشوه کلان به آسانی میسر بود. این حالت نشان‌دهنده اوج تهاجم فرهنگی غرب و تخریب تمام داشته‌های معنوی کشور ما بود. آمار کمّی سواد در جمهوریت شاید بالا رفته باشد؛ اما سطح واقعی و کیفی سواد و دانش ملی به مراتب پایین‌تر از دوره‌های قبل بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *