نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: اشتراکات زبان
در دنیای که در آن زندگی میکنیم، تعداد زیادی از زبانها برای تکلم و برقراری ارتباط بین مردم وجود دارد. طبق برآورد، حدود ۵۰۰۰ زبان در بین مردم دنیا وجود دارد. گویایی صفت ممیزه انسان از سایر موجودات است. نطق و بیان رشتههای متعددی از فعالیتهای علمی بشر را در بر میگیرد که امروز هیچکس توان و حتی زمان آن را ندارد که به همه آنها اطلاع کامل حاصل کند. مهمترین و بهترین امر در زندگی بشر، برقراری ارتباط به وسیله زبان با همنوع خود بوده و زبان پایه همه نهادهای اجتماعی انسان است. (نجفی، ۱۳۹۵)
زبان ابزاری است ساخته شده از نشانهها و دستگاهی است در اختیار اعضای هر جامعه از جماعات بشری تا به وسیله آن به افهام و تفهیم برسند. زبان دارای یک نقش اصلی (ایجاد ارتباط) و سه نقش فرعی (تکیهگاه اندیشه، حدیث نفس، ایجاد زیبایی هنری) است. نقش فرعی اول که تکیهگاه اندیشه است، دقیقاً همسطح و همتراز نقش اصلی است. ایجاد ارتباط اساسیترین نقش زبان است، زیرا بشر در اجتماع ناچار است تا تجربه خود را به دیگران منتقل کند و متقابلاً تجربه دیگران را دریابد که برای این منظور زبان بهترین ابزار است. زبان علاوه بر وظیفه ارتباط، ابزاری برای تفکر منطقی نیز هست. قدر مسلم این است که هرگونه فعالیت فکری، حتی در خلوت و خاموشی، به کمک کلام صورت میگیرد. انسان در بسیاری موارد، زبان را برای بیان حالتهای عاطفی شخصی و تحلیل احساسات فردی خود و نه لزوماً به منظور ایجاد ارتباط با دیگران به کار میبرد، بنابراین در این مورد معمولاً بر عکسالعمل شنوندگان توجه چندانی نمیکنند. به این حالت حدیث نفس اطلاق میشود. هنر زبان یا ایجاد زیبایی در کلام به خود کلام توجه زیادی دارد و در زبان روزمره به درستی کلام اهمیت داده میشود. گوینده در هنر زبان، واجها را بهگونهای که خوشنوازتر شوند با یکدیگر میآمیزد و گاهی بیتوجه به معنی، ظاهر کلام را میآراید یا معانی را نه به تبع واقعیت بیرونی، بلکه به اقتضای روابط درونی آنها با یکدیگر تلفیق میکند. این نقش زبان در آثار ادبی آشکارا به چشم میخورد. (نجفی، ۱۳۹۵، ص ۳۵-۳۸)
سایه همسایه