نویسنده: نهضت
فصل دوم: حقوق بشر اسلامی
5.کرامت انسانی در حقوق بشر اسلامی
ج.کرامت و آزادی اراده
در حقوق بشر اسلامی، کرامت انسان با آزادی اراده و اختیار او گره خورده است. انسان به عنوان موجودی مختار و صاحب اراده آفریده شده است و این اختیار، بخشی از کرامت ذاتی او محسوب میشود. قرآن کریم در سوره بقره میفرماید: «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»( بقره، 256). در دین اجباری نیست؛ چرا که راه هدایت از گمراهی روشن شده است. این آیه به وضوح نشان میدهد که انسان در انتخاب دین و مسیر زندگی خود آزاد است و هیچکس نمیتواند او را مجبور به پذیرش عقیدهای خاص کند. این آزادی، نه تنها به عنوان یک حق اساسی برای انسان شناخته میشود، بلکه بخشی از ماهیت وجودی اوست که به او امکان میدهد با اختیار خود، مسیر درست را انتخاب کند و به کمالات وجودی دست یابد. و این آزادی اراده در اسلام، بخشی از کرامت ذاتی انسان است. انسان به عنوان موجودی مختار آفریده شده است و این اختیار، به او امکان میدهد تا در مسیر زندگی خود تصمیمگیری کند. قرآن کریم در آیه ۲۹ سوره کهف میفرماید: «وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ»( کهف، 29). و بگو: حق از سوی پروردگار شماست؛ پس هر کس بخواهد ایمان بیاورد و هر کس بخواهد کافر شود. این آیه نشان میدهد که انسان در انتخاب ایمان یا کفر آزاد است و این آزادی، بخشی از کرامت اوست. در حکمت اسلامی، انسان به عنوان موجودی در حال حرکت جوهری به سوی کمال تلقی میشود و این حرکت، بدون آزادی اراده و اختیار ممکن نیست. انسان با استفاده از اختیار خود میتواند از مراتب پایینتر وجود به مراتب بالاتر صعود کند و به کمالات وجودی دست یابد.
از سوی آزادی اراده در انسان، بخشی از آزمون الهی است. خداوند انسان را مختار آفریده است تا با اختیار خود، مسیر درست را انتخاب کند و به کمالات وجودی دست یابد. قرآن کریم در آیه ۲ سوره عنکبوت میفرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»( عنکبوت، 2). آیا مردم گمان کردند که همین که بگویند ایمان آوردهاند، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟). این آیه نشان میدهد که آزادی اراده انسان، بخشی از آزمون الهی است و انسان با استفاده از اختیار خود میتواند در این آزمون موفق شود و به کرامت بالاتری دست یابد.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)