نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: چالشهای دموکراسی
ه. بیثباتی سیاسی
یکی از مهمترین چالشهای تاریخی در برابر دموکراسیسازی افغانستان، ناکامیهای متواتر در عرصهی دولتسازی در این کشور بوده است. حکومتهایی که در یک قرن اخیر بر افغانستان تسلط داشتند، تقریباً بیشتر آنها دغدغهی بقای خود را داشتند و به همین دلیل همواره به فکر تداوم عمر سیاسیشان بودند و بقایشان بر ارزشهای دموکراسی اولویت داشته است. رقابت قدرتهای بزرگ قبل و بعد از جنگ جهانی دوم سبب شد تا شدت این بیثباتی سیاسی در کشور افزایش یابد. «در قرن نوزدهم انگلیس، افغانستان را از ادغام در روسیه حفظ کرده بود به خاطری که هندوستان را از حملات خارجی مصون نگه دارد. مگر حفظ هندوستان زیانهای بزرگ و دوامداری به افغانستان و مردم آن به جا گذاشت» (غوث، 1378: 15). شاید یکی از دلایل مهمی که افغانستان قادر نشد به گونهی مستمر نهاد دولت را در کشور نهادینه نماید، رقابتهای بریتانیا و روسیه تزاری بوده است. پس از سقوط حکومت امانالله خان، حبیبالله کلکانی بر اریکهی قدرت تکیه کرد. او هیچ برنامهی برای حکومتداری نداشت و اگر چه مدت کوتاهی بر افغانستان حکمروایی کرد، اما شیوهی حکومتداری او سبب به قدرت رسیدن نادرخان گردید و او در تعویق گذار به دموکراسی تأثیر عمیقی داشته است. «حبیبالله که در این وقت به نام و القاب غازی امیر حبیبالله خادم دین رسولالله نامیده میشد، فرمان داد که: آن عده از مدارس مذهبی که در زمان امانالله خان تعطیل شده بودند دوباره فعال گردند، ولی به مکاتب دولتی اجازه فعالیت داده نمیشود، زیرا در آنها زبان کفار و بیگانهها تدریس میشود و شاگردان جغرافیه و ریاضی میخوانند» (عطایی، 1384: 270).
خلاصه اینکه بیثباتی سیاسی افغانستان در طول تاریخ یکی از مهمترین چالشهای تاریخی در مسیر گذار به دموکراسی بوده است که همواره دموکراسی را در این مسیر ناکام گذاشته است.
مأموریت شکست خورده