نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسه غرب و اسلام)
2.مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
ح.از حیث صلاحیت لازم و کامل قانون¬گذار
یکی از تفاوتهای اساسی بین نظام حقوقی اسلام و نظام حقوقی غرب، به صلاحیت قانونگذار مربوط میشود. در نظام حقوقی اسلام، قانونگذار اصلی خداوند متعال است، در حالی که در نظام حقوقی غرب، این انسانها هستند که به عنوان قانونگذار عمل میکنند. این تفاوت، تأثیرات عمیقی بر کیفیت، ثبات و عدالت قوانین در هر دو نظام دارد.
در مکتب حقوقی اسلام، انسان به تنهایی و بدون اتکا به خداوند و وحی الهی، فاقد صلاحیت کامل و لازم برای قانونگذاری است. این عدم صلاحیت از چند جهت قابل بررسی است:
۱. ضعف علمی و آگاهی: انسانها به دلیل محدودیتهای دانشی و درکی که دارند، قوانینی را وضع میکنند که اغلب موقتی، ناقص و نیازمند بازنگری مکرر هستند. قوانین انسانی به دلیل عدم شناخت کامل از نیازها، مصالح و واقعیتهای پیچیده زندگی بشری، همواره در معرض تغییر و اصلاح قرار میگیرند.
۲. تأثیر حب و بغضهای شخصی: انسانها به دلیل داشتن احساسات، علایق و تعصبات شخصی، ممکن است در قانونگذاری تحت تأثیر منافع فردی یا گروهی قرار بگیرند. این موضوع باعث میشود که قوانین انسانی اغلب از عدالت مطلق فاصله داشته باشند و بیشتر به نفع گروههای خاصی طراحی شوند. برای مثال، در نظامهای حقوقی غربی، قوانین ممکن است به نفع همکیشان، هموطنان یا همفکران سیاسی وضع شوند، نه به نفع همه انسانها. نمونه بارز این موضوع، وجود حق وتو در سازمان ملل است که نشان میدهد قدرتهای بزرگ چگونه از قوانین جهانی برای پیشبرد منافع خود استفاده میکنند.
در مقابل، در نظام حقوقی اسلام، خداوند متعال به عنوان قانونگذار، از علم بیکران و شناخت کامل از همه ابعاد وجودی انسان و تحولات زمان و مکان برخوردار است. این علم بیپایان، مانع از وضع قوانین ناقص یا ناعادلانه توسط خداوند میشود. علاوه بر این، خداوند به عنوان قانونگذار، فاقد هرگونه حب و بغض شخصی است و مصالح همه انسانها را به طور یکسان در نظر میگیرد. قوانین الهی که در قرآن و سنت بیان شدهاند، نه تنها نیازهای مادی، بلکه نیازهای معنوی و اخلاقی انسان را نیز پوشش میدهند و به همین دلیل، از ثبات و جامعیت بینظیری برخوردار هستند.
این تفاوت در صلاحیت قانونگذار، تأثیر مستقیمی بر کیفیت قوانین و عدالت در جامعه دارد. در نظام حقوقی غرب، قوانین انسانی به دلیل محدودیتهای ذاتی انسان، همواره در معرض تغییر، تفسیرهای مختلف و سوءاستفاده قرار میگیرند. اما در نظام حقوقی اسلام، قوانین الهی به دلیل برخورداری از علم و عدالت مطلق، از ثبات، جامعیت و عدالت بیشتری برخوردارند و نیازهای واقعی انسان را در همه زمانها و مکانها تأمین میکنند. در نتیجه، صلاحیت کامل و لازم برای قانونگذاری تنها در اختیار خداوند متعال است. انسانها به دلیل محدودیتهای علمی، اخلاقی و احساسی، نمیتوانند قوانینی جامع و عادلانه وضع کنند. این موضوع نشان میدهد که نظام حقوقی اسلام، با اتکا به قانونگذاری الهی، از برتری و اعتبار بیشتری نسبت به نظام حقوقی غرب برخوردار است.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)