نویسنده: محبوبی
مأموریت شکستخورده
نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: دموکراسی از ایده تا عمل — وضعیت زندانیان سیاسی
دموکراسی آمریکا در نخستین سالهای ورود به افغانستان و تسلط بر نظام سیاسی و حکومتی کشور، اولین بحرانی که در کشور ایجاد کرد، بحران وضعیت اسفناک زندانیان در زندانهای خصوصی آمریکا بود. آمریکا پس از تجاوز و اشغال افغانستان، سربازان امارت اسلامی و دیگر مخالفان سیاسی خود را تروریست خوانده، آنها را با مکاری و چاپههای (شبیخون) ناجوانمردانه دستگیر نموده و به زندانها و شکنجهگاههای هولناک بگرام و گوانتانامو فرستاده، در بدترین شرایط ممکن آنها را شکنجه نموده است.
پیشینهٔ زندان به سالها قبل از دموکراسی میرسد. زندان در اعصار گذشته، زمانی که خبری از دموکراسی، حقوق بشر و اعلامیهٔ خودساختهٔ جهانی حقوق بشر و زندانهای با امکانات پیشرفته نبوده است، مکانی برای سرکوبکردن قیامها و جداکردن نخبگان از پیکر جامعه و یا نابودکردن مخالفان بوده است. اما در عصر جدید که ندای دلخراش مدعیان دموکراسی، حقوق بشر و حقوق زندانیان همهجا را پر کرده است، انتظار میرفت که زندان ندامتگاهی برای تنبیه و اصلاح مجدد مجرمان باشد، نه محلی برای بهبندکشیدن بیگناهان.
شاید در ظاهر و در نگاه عموم چنین باشد؛ اما متأسفانه در واقع چنین نیست، بلکه حقیقت چیز دیگری است. حقیقت را میتوان با کمی پرسوجو و مطالعه از منبع اصلی از کسانی که خودشان طعم تلخ این حقیقت را چشیدهاند و از عمر و جوانی خود بر آن مایه گذاشتهاند، کسانی که بهار سبز جوانیشان در سیاهچالهای ترسآفرین، سلولهای تنگ و تاریک، پشت دیوارهای توهمزا، تحت شکنجههای مرگبار به خزان پیری مبدل شده است، جویا شد. شوربختانه حقیقت این است که مدعیان اصلی دموکراسی و حقوق بشر، کسانی که بهبهانهٔ دفاع از حقوق بشر بر کشورهای جهان سوم تجاوز میکنند، ناقضان اصلی حقوق بشر هستند. همهجا فریاد دموکراسی و حقوق بشر سر میدهند، درحالیکه فریادهای مظلومانهٔ زندانیان در شکنجهگاه بگرام و جهنم گوانتانامو، پشت دیوارهای سر به فلک کشیده، هزارها کیلومتر دورتر از وطن، خانه و کاشانهٔشان سرکوب گردیده، به خاموشی میگرایید. جهنم گوانتانامو و شکنجهگاه بگرام، لکهٔ ننگ فراموشنشدنی بر پیکر ددمنشان دیوسیرت تا ابد باقی خواهد بود. تاریخ هرگز این ظلم بیفرجام و نابخشودنی آمریکا را فراموش نخواهد کرد.