نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم
- نقد و نظر
ب. عقل گرایی - اشکال اول این مبنا همان مشکل علم گرایی است؛ یعنی خودبسندگی خرد آدمی. به عبارت دیگر: پیروزي عقل بر برخی تعالیم مسیحیت و توان خرد در عقلانی کردن جهان و برخی دستاوردهاي آن، این توهم را پرورش داد که آدمی می تواند بهتنهایی جهان خود را بسازد و مشکلات او ریشه در تعالیم دینی دارد. حال آن که بحران هاي اخلاقی، سیاسی و اقتصادي غرب و شکست هاي انسان در دستیابی به حقیقت در عرصه هاي مختلف و سرانجام، گسترش شکاکیت، انسان غربی را تا بحران هویت پیش برد و او را به کلی از ساختن جهانی انسانی ناامید ساخت و این همه ناشی از افراط در عقل ورزي و نادیده انگاشتن محدودیت هاي عقلانی آدمی، همچون خطاها، اشتباهات، هواها، هوس ها و… است.
- گذشته از محدودیت هاي آدمی در شناخت حقایق این جهانی، نکته ي اساسی دیگر، ناتوانی خرد آدمی از شناخت تمامی حقایق غیبی و ارتباط دنیا با آخرت است؛ براي نمونه: تشخیص این که کدام شیوه ي زیستن هم سعادت دنیوي و هم رستگاري اخروي و کمال آدمی را در پی دارد، در توان آدمی نیست. چرا که عقل انسان دسترسی به جهان غیب و شهود ندارد و تنها خداوند که خالق این جهان و عالِم به غیب و شهود است، می تواند چنین صراطی را نشان دهد و در حقیقت، ضرورت بعثت انبیا ریشه در همین مسئله دارد.
- ضعف دیگر عقل آدمی، در تشخیص مصادیق است؛ یعنی عقل که قوه اي کلی نگر است، توان تشخیص مسائل جزئی را ندارد و البته کسانی که مرادشان از عقلانیت، عقلانیت ابزاري، محاسبه گر و جزئی نگر است، اگر چه چنین اشکالی بر آن ها وارد نباشد، دچار چالشی دیگرند و آن ناتوانی از تشخیص مصالح، مقاصد، اهداف خلقت و اصول کلی زندگی است؛ زیرا عقل کلی نگر می تواند به کاوش در آن عرصه ها بپردازد، نه عقل ریاضی و جزئی نگر (برگر، 1380: 42).
- از دیدگاه اسلام، عقل گرایی نگاهی افراطی به عقل و محروم ماندن از سایر منابع معرفتی است و ازاینرو، اشکالِ نخست بر علم گرایی، بر آموزه ي عقل گرایی نیز وارد است.