نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم
- پیشینه فمینیزم
نتیجه ای که از مطالعه ی وضعیت زنان در تمدن های قدیم یونان و رم گرفته میشود، این است که در ابتدا زن شیء قابل تملك و بعداً عنصر توالد و ارضای شهوت بوده است و به هیچ وجه او را شریك زندگی مرد و واجد قوای بشری نمیدانستهاند (صدر، 1348). این وضع تا چندین قرن ادامه داشت تا این که ظهور مسیح و افکار مذهبی پیروان او و بعداً ظهور پیامبر اکرم -صلی الله علیه وسلم- بهتدریج زنان را از شیء قابل تملیك به انسانی دارای حق مالکیت و حقوق اجتماعی تبدیل کرد.
اما تأثیر دو انقلاب مهم یعنی انقلاب صنعتی اروپا و انقلاب کبیر فرانسه که از اهمیت و جایگاه بسیار بالایی برخوردار است، در پیدایش گرایش های فمینیستی تأثیر بسزایی داشتند. در انقلاب صنعتی اروپا بهتدریج بر اثر گسترش صنعت اختراعات و اکتشافات موج جدیدی از اقتصاد در غرب شکل گرفت که اساس آن را سرمایه داری جدید رقم می زد. تا قبل از این انقلاب مرد و زن همراه با یکدیگر در مزرعه و خانه فعالیت داشتند؛ ولی با این انقلاب قلمرو عمومی مختص مردان و قلمرو خصوصی مختص زنان شد. این انقلاب کارخانه محور به دو چیز یعنی نیروی کار و مواد اولیه احتیاج دارد؛ لذا پس از دعوت مردان به بازار کار، با کمبود نیرو مواجه شده و در این اثنا از زنان برای ورود به بازار کار و کارخانه دعوت به عمل آمد. زنان که به علت محدود شدن به قلمرو خصوصی و اختصاص یافتن پول به مردان رنج می بردند، از این دعوت استقبال کردند؛ ولی ازآنجاییکه زنان به علت دارا نبودن حق مالکیت نمی توانستند دستمزد خود را خودشان دریافت کنند و نیز نوع شغل، نوع درآمد و نوع کسب و کار منوط به اجازه ی شوهر یا مرد خانواده بود، ورود آن ها از یك عرصه ی تنگ و تاریك در یك عرصه ی دیگری که به زعم آن ها عرصه ی اقتدار، ثروت و گشایش است، موانع جدی را به همراه داشت که بهتدریج به سمت مبارزه با این موانع حرکت می داد. با پیروزی انقلاب کبیر فرانسه مجلسی برای تدوین قانون اساسی آن تشکیل شد. این مجلس در اولین مصوبه ی خود اعلامیه ای به نام اعلامیه ی حقوق بشر را به تصویب رساند که از جمله ویژگی های برجسته در این انقلاب حضور زنان علیرغم گذشته بود.