فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم

  1. مبانی نظری فمینیزم

نادیده‌گرفتن اخلاق و خانواده در جنبش فمینیزم به این دلیل است که بر خلاف فطرت و طبیعت بشري و بدون در نظر گرفتن واقعیت هاي آفرینش و هدف آن، در صدد برقراري تشابه و یکنواختی کامل حقوق زن و مردند. این عدم تعادل و افراط، باعث ایجاد انواع افراط ها و ستم بر زنان در مغرب زمین بوده است و پیشنهادهاي نادرست براي حل این مشکلات، این ستم را از گونه اي به گونه دیگر تبدیل میکند. در ذیل به برخی از مبانی نظري «فمینیزم» که به‌جای حل مشکلات قبلی، مشکلات جدیدي پدید آورده است، پرداخته شده است.
‌أ.باور به سکولاریزم
برخی از ویژگی های سکولاریزم به گونه ای خلاصه عبارتند از:

  • دنیازدگی؛
  • مذهب گریزی؛
  • دین‌زدایی از اخلاق و علم؛
  • نفی حکومت بر اساس دکترین دینی.
    افراط گرایان و تندروهاي فمینیست، باور به سکولاریزم را مبنای اندیشه و تفکر خود قرار داده، به ارزش هاي دینی معتقد نیستند؛ زیرا مسائل حقوقی، سیاسی و اجتماعی زنان را خارج از قلمرو دین می پندارند؛ بنابراین، احکامی مانند: حجاب، ممنوع بودن سقط جنین، ضابطه مند شدن روابط جنسی، احکام مربوط به خانواده، اخلاق و ارزش هاي دینی را نمادهاي ستم به زنان قلمداد نموده و براي از بین بردن آن ها تلاش می‌کنند. ازاین‌رو، در کنوانسیون رفع تبعیض، هر قیدي در روابط زن و مرد، به دلیل تبعیض علیه زنان محکوم شده است. این کنوانسیون در موارد اندکی، با ضوابط اسلام موافق است؛ اما در بیشتر بندها، با پنجاه اصل اسلامی در تعارض است. براي نمونه سقط جنین و ازدواج با هم‌جنس را آزاد و مشروع می داند، چنان که امروزه در کشورهایی همچون: نروژ، سوئد، هلند و… این رفتارها رسمی و قانونی است (غفاری نوین، 1388: 123).
    نمونه دیگر، «کنوانسیون جهانی زن» است که مفاد کنفرانس چهارم آن در پکن با واکنش شدید جناح های دینی جهان روبرو شد. شاید تلاش اخیر جوامع غربی در علمی جلوه دادن و طبیعی شناختن همجنس بازی، که در برخی از کتاب های درسی نیز آمده است، به همین دلیل باشد (همان، 124).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *