فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم

  1. مبانی نظری فمینیزم

‌ج. باور به لیبرالیزم
یکی از مهم ترین مبانی لیبرالیزم، فردگرایی یا اصالت فرد و نفی هر مبدأ آگاهی غیر از تشخیص فردی است. بنتام به این باور است که به طور کلی هیچ‌کس به‌خوبی خود شما نمی داند چه چیزی به نفع شماست. هیچ‌کس با چنین پیگیری و شور و شوقی، مایل به دنبال کردن آن نیست. این باور و اندیشه، نخستین‌بار در فرهنگ و تمدن اخیر غرب بر اساس اصالت فرد و نفی حاکمیت هر نوع نظام اجتماعی به وجود آمد که آرام‌آرام به‌سوی پذیرفتن نسبی جامعه حرکت کرد و سرانجام به «لیبرالیزم سوسیال» منتهی شد.
در ادامه، جهت درک بهتر تأثیرات لیبرالیزم در فمینیزم، به برخی از ویژگی های و نتایج انسان شناسی لیبرال پرداخته شده است:
1- آزادی خواهی افراطی: در لیبرالیزم، این واژه بیشتر به گونه ی «آزادی از» چیزی تعریف می شود تا «آزادی برایِ»؛ یعنی تفسیر آزادی به معنای سلبی آن و شرایطی است که شخص پایبند به هیچ مرزی نیست و در کارهایش از سوی هیچ منبعی مداخله نمی گردد.
2- خودمحوری در مدیریت اجتماعی: دور بودن انسان از حاکمیت وحی، شریعت، قانون الهی و دینی و بسنده کردن به یافته های بشری در قوانین اجتماعی بدون نیاز به رهنمود پیامبران.
3- مطلق اندیشی در تساهل و تسامح: یا اباحی گری و مدارا مبتنی بر پلورالیزم عقیدتی؛ یعنی هر کس می تواند به هر چیزی باور داشته باشد و آن را تبلیغ کند و هر گونه که مایل است، رفتار نماید و کسی یا نهادی حق بازخواست و دخالت را ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *