فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم
۳. مبانی نظری فمینیزم
ادامه:

۴- حاکمیت امیال: لیبرالیزم به این باور است که رشد شخصی، شخصیتی، فرهنگی، رفتاری، اقتصادی و اجتماعی انسان زمانی است که هر کس هر گونه می خواهد رفتار کند و قید و بندی نداشته باشد. به باور هابز، هیوم و بنتام: اگر فرد هدف های خود را عاقلانه برگزیند، عاقل نیست. به‌عکس، شهوت ها، آرزوها و بیزاری ها به فرد، جان می بخشند و انگیزه لازم را برای حرکت در مسیر معینی ایجاد می‌کنند و عقل فقط برده شهوت و خواهش و وسیله ی محاسبه ارضای خواست ها است (آربلاستر، 1367: 40-52).
نهضت و اندیشه فمینیزم وامدار مکتب لیبرالیزم است؛ زیرا فمینیست های اولیه از فردگرایی لیبرالی اثر پذیرفتند. یکی از گرایش های فمینیستی معاصر، گرایش اگزیستانسیالیسم (مکتب اصالت وجود)، بر پایه تفسیر سیمون دوبوار و ژان پل سارتر، از رابطه زن و مرد است. مفهوم «آزادی و اختیار مطلق» در مکتب اصالت وجود، برداشت افراطی از مفهوم لیبرالی و اومانیستی است که در حقیقت میدان دادن به هواهای نفسانی است. به عبارت دیگر، نفی ازدواج و نهاد خانواده، آن را فحشای عمومی و عامل بدبختی زنان دانستن در گفتار سیمون دوبوار و جایگزینی نظریه «زوج آزاد»، «هم‌زیستی مشترک» و بدون تعهد میان زنان و مردان برای تأمین آزادی مطلق زن و مرد و «سوسیالیسم جنسی» که زن و مرد بتوانند هر دو آزاد باشند، برخاسته از این تفکر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *