تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
نیرنگهای یهود در نفوذ تدریجی و پهنانی به مراکز قدرت
یهودیان برای راه یابی به مراکز مهم سیاسی با زیرکی و پنهانی در سازمانها و نهادهای ملتهایی که آنان را به عنوان مهاجر پذیرفته اند فعالیت کرده و از منافع آنان بهره برداری میکنند و این زمانیست که از این ملتها حمایت و رعایت و گذشت ببینند، ولی هرگاه به قدرت برسند یا احساس کنند که از نوعی قدرت برخوردارند، تندخویی میکنند و لباسهای میشی را که به آن تظاهر می کردند بیرون آورده و گرگهای درنده یی میشوند که علاقهی زیادی به دریدن دارند و این هنگام است که نیکی را با بدی پاسخ میدهند و گذشت را با تعصب و دلسوزی را با سرزنش و بخشش را با محروم کردن و امنیت و آرامش را با ترس و همه ی اخلاق نیکو و رفتارهای شایسته را با ضدش جواب میدهند؛ برای آگاهی بیشتر از آنچه در تاریخ مسلمانان آمده به مثالهای زیر اشاره می کنیم:
مثال اول: در یک سوم پایانی قرن هفتم هجری، شخص یهودی زیرک و پلیدی ملقب به سعدالدوله توانست در سایهی حکومت مغول که بر عراق از سال ٦٥٦ چیره شده بود، به منصبی والا در دولت برسد که در آن امور نظارت بر وزارتخانهی عراق را به عهده گرفت و به سبب مهارتش در طبابت به این مقام رسیده بود، که همین مهارت به او امکان میداد که به مراکز مهم و برکسانی که قدرت را در دست داشتند، نفوذ کند و هنگامی که این یهودی پلید به این منصب دست یافت، برمسلمانان چیره شد و به آنان ظلم و ستم روا می داشت و اموالشان را می ربود و برای سرکوب مسلمانان و آزار رساندن به آنان، از افراد شرور یهود و دیگران کمک میگرفت.