نویسنده: محبوبی
فصل ششم: فمینیزم
- نقد و نظر
ب. آزادی سقط جنین: آزادي سقط جنین، عدم تمکین از شوهر و اختیار زن بر بدن خویش، از شعارهاي اصلی فمینیستها است. این راهبردها نتایجی به دنبال داشت که برخی از آنها عبارت است از:
1- انتخاب نوع فرزند: برخی زنان با اندوسکوپی به انتخاب نوع فرزند اقدام نمودند که این باعث نابرابري تعداد دو جنس و قربانی شدن دختران بیش از پسران گردید.
2- ارضای غیر مشروع: مرد اگر در منزل به خواست جنسی و مشروع خود نرسد، ممکن است در خارج از خانه و گاه در محدوده خانه به دنبال ارضای غیرمشروع شهوت خود برآید. هرگاه که زن شهوت دارد و مرد مایل نباشد، زن به راه دیگري متوسل و زمانی که مرد مایل باشد و زن میل نداشته باشد یا تمکین نکند -بیشتر چنین حالتی پیش می آید – مرد به راه حلی نادرست دیگري میاندیشد.
3- بالا رفتن سن ازدواج: سن ازدواج زن و مرد بالا رفت و وقتی روابط جنسی آزاد شد، کسی حاضر به ازدواج و محدود کردن ارتباط خود نشد، تا جایی که متوسط سن ازدواج در جوامع پیشرفته بالا و بالاتر رفت و کمکم دولت ها به فکر تشویق ازدواج و دادن امتیاز و سیاست هاي دیگر افتادند.
ج. پست پنداشتن نقش های زنانه
از جمله پیش فرض های نادرست در تحلیل فمینیستی، پست پنداشتن ذات نقش های زنانه است؛ نقش های حیاتی همچون: زایش که ماندگاری نسل بشر -گل سرسبد آفرینش – بدان بستگی دارد، تربیت فرزند که زن را در جایگاه انحصاری آموزگاری بشر می نشاند و تدبیر منزل و تنظیم خانواده که سلول تشکیل دهنده جامعه است. این گونه نگریستن به نقش های بزرگ زندگی بخش، علاوه بر آن که زنان را از اجرای همیشگی و صحیح این نقش ها همراه با احساس عزت و رضایت باز می دارد و سرانجام، آینده زندگی بشریت را بهشدت تهدید می کند، نقش آفرینی تاریخی زن را بی ارزش جلوه می دهد، نسبت به گذشته آنان بدترین ناسپاسی را روا می دارد، برتری ذاتی مرد و ارزشمندی نقش های مردانه را می پذیرد و این خود ستم بزرگ دیگری است که فمینیزم، با نام دفاع از حقوق زن در زنان روا می دارد. اگر به واقعیت امر بنگرید، اصولاً «مرد انگاری زن» و نگرش مردواره به هستی و روابط انسانی، به معنی پایین آوردن شأن زن از جایگاه والای انسانی اوست؛ زیرا لازمه «انسان بودن» زن، «مرد شدن» او نیست. برای داشتن شأن والای زن، باید او را «انسان» تعریف کنیم نه «مرد». این نکته نیز جالب توجه است که تشبیه و تشبه زنان به مردان، پذیرفتن برتری مردان است؛ دقیقاً برعکس چیزی که فمینیزم دنبال می کند و این، نه با کوچک انگاری بیش از اندازه مرد در فمینیزم تندرو، سازگار است و نه با شأن مکرم و منزلت زن (توفیقیان و افشون، 1388: 61).