فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل هفتم: پلورالیزم

  1. پیشینه پلورالیزم

پلورالیزم به‌عنوان یک نگرش کلامی در باب تعدد ادیان و مذاهب، برای نخستین‌بار در جهان مسیحیت و در نیمه دوم قرن بیستم میلادی مطرح شد. این مفهوم در واکنش به چالش‌های جدیدی شکل گرفت که مسیحیان با آن مواجه بودند. در دهه‌های اخیر، جهان مسیحیت با پدیده مهاجرت و حضور پیروان ادیان دیگر در جوامع مسیحی روبه‌رو شد. این مهاجران، که اغلب از ادیانی مانند اسلام، هندوئیسم و یهودیت بودند، در برابر پذیرش مسیحیت مقاومت می‌کردند. این مقاومت، متکلمان مسیحی را به چالش کشید، چرا که آن‌ها قرن‌ها بر این باور بودند که «بیرون از کلیسا هیچ نجاتی وجود ندارد».
بااین‌حال، مسیحیان به‌وضوح مشاهده می‌کردند که در میان پیروان ادیان دیگر، انسان‌های صالح و درستکاری وجود دارند که رفتارهای پسندیده و اخلاقی از خود نشان می‌دادند. این مشاهده، این پرسش را به وجود آورد که چگونه می‌توان چنین افرادی را شقی و دوزخی دانست؟ این تناقض، زمینه‌ساز طرح نظریه‌هایی شد که به‌تدریج به شکل‌گیری پلورالیزم دینی انجامید.
یکی از نخستین متکلمان مسیحی که به این موضوع پرداخت، کارل رانر، متکلم کاتولیک، بود. او نظریه‌ای را مطرح کرد که بر اساس آن، برخی از افراد که زندگی و اخلاق خوبی دارند، حتی اگر به‌ظاهر مسیحی نباشند، در واقع مسیحیان بی‌نام محسوب می‌شوند. این نظریه، گامی مهم در جهت پذیرش کثرت‌گرایی دینی بود و راه را برای طرح اندیشه‌های پلورالیستی هموار کرد. اما شخصی که به طور رسمی و نظام‌مند، نظریه پلورالیزم دینی را مطرح کرد، جان هیک، فیلسوف و متکلم بریتانیایی، بود. هیک که در ابتدا کشیشی در انگلستان بود، به دلیل همکاری و تعامل با غیرمسیحیان، از جمله مسلمانان، هندوها و یهودیان، به این نتیجه رسید که ادیان مختلف می‌توانند راه‌های متفاوتی برای رسیدن به حقیقت و رستگاری ارائه دهند. او از برخی باورهای سنتی مسیحیت، مانند ضرورت غسل تعمید و نقش انحصاری کلیسا در نجات افراد، فاصله گرفت و پیروان ادیان مختلف را شایسته سعادت و بهشت دانست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *