نویسنده: نهضت
فصل دوم: حقوق بشر اسلامی
مبانی انسانشناختی
مبانی انسانشناختی به بررسی ماهیت انسان و جایگاه او در نظام خلقت میپردازد. در اسلام، انسان به عنوان موجودی دو ساحتی و دارای فطرت الهی، و اراده آزاد شناخته میشود. این ویژگیها، پایهای برای حقوق بشر در اسلام هستند.
دو ساحتی بودن انسان: حقوق بشر، به عنوان حقوق انسانی، وابسته به شناخت حقیقت انسان و خواستهها و نیازهای اوست. از این رو، نوع نگرش ما به انسان و ابعاد وجودی او در فهم و تفسیر حقوق بشر نقش اساسی دارد. هر اندیشمندی حقوق بشر را متناسب با شناختی که از انسان، استعدادها و نیازهای او دارد، تعریف میکند. کسی که انسان را صرفاً یک موجود مادی میپندارد و به زندگی دنیایی او اصالت میدهد، نسبت به کسی که او را ترکیبی از دو ساحت روحانی و جسمانی میداند و به بعد روحانی او اصالت میبخشد، مسلماً فهم و برداشت متفاوتی از حقوق بشر خواهد داشت. بنابراین، باور به دو ساحتی بودن وجود انسان را میتوان یکی از مبانی انسانشناختی حقوق بشر برشمرد. اسلام، بر اساس آموزههای دینی و فلسفه اسلامی، به حقوق بشر مینگرد و معتقد است که باید با نگاه جامع به انسان نگریست و همه ابعاد وجودی او را در بحث حقوق بشر در نظر گرفت. از این رو، نگاه تکبعدی به انسان و تکیه صرف بر نیازهای مادی او در حقوق بشر، با اصول فلسفی اسلام ناسازگار است. در بیان چیستی حقوق بشر، باید همه ساحتهای وجود انسان مورد توجه قرار گیرد و تمامی نیازهای مادی و جسمی، همراه با نیازهای روحانی و معنوی او، لحاظ شود.
اسلام انسان را موجودی دو ساحتی معرفی میکند که از دو بعد جسمانی و روحانی تشکیل شده است. این نگاه، انسان را موجودی مرکب از طبیعت و ماورای طبیعت میداند. قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» (حجر: ۲۹). و از روح خود در او دمیدم. این آیه نشان میدهد که انسان علاوه بر بعد مادی، دارای بعد روحانی است که از جانب خداوند به او عطا شده است. این دو بعد، در کنار یکدیگر، هویت کامل انسان را شکل میدهند.