فهرست بستن

ماندگاران تاریخ؛ زندگی و شهادت

شهید مولوی عبدالمنان محبوب
بخش سوم:

مولوی عبدالمنان محبوب در دوران حکومت امارت اسلامی، هرگز در سنگر اداری محصور نشد. او همواره در عملیات‌های نظامی شرکت می‌کرد و در جنگ‌های بسیاری در غرب، مناطق مرکزی و شمال افغانستان حضوری فعال داشت. شجاعت او زبان‌زد خاص و عام بود. در میدان نبرد، آنچنان با صلابت و اطمینان خاطر حرکت می‌کرد که گویی شهادت را در آغوش گرفته است. خداوند در وصف چنین مؤمنانی می‌فرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا» (احزاب، ۲۳)؛ از مؤمنان مردانی هستند که به عهدی که با خدا بستند صادقانه وفا کردند. برخی پیمان خود را به پایان رساندند (به شهادت رسیدند) و برخی در انتظارند و هیچ تغییری در عهد خود ندادند.
ولسوالی نوزاد، یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین نقاط هلمند بود که اشغالگران همواره به دنبال تسلط بر آن بودند. اما مجاهدین به رهبری مولوی عبدالمنان محبوب، در نخستین سال‌های اشغال، خواب را بر چشمان متجاوزان حرام کردند. در همین ولسوالی بود که اولین عملیات گسترده علیه نیروهای بیگانه صورت گرفت و خسارات سنگینی بر اشغالگران و حامیان داخلی‌شان وارد آمد. این پیروزی‌ها، مرهون رهبری خردمندانه و شجاعت‌های بی‌نظیر این سردار جهاد بود. او نه تنها یک قوماندان، بلکه یک پدر معنوی برای مجاهدان بود؛ با نصایحش دل‌هایشان را آرامش می‌بخشید و با ایمانش روح تازه‌ای در کالبدشان می‌دمید.
اما روزگار، همواره به یک رنگ نمی‌چرخد. مولوی عبدالمنان محبوب تا اواسط سال ۲۰۰۸ میلادی (۱۳۸۷ شمسی) به عنوان مسئول جهادی ولایت هلمند به خدمت ادامه داد. در همین سال، هنگامی که به پاکستان سفر کرده بود، توسط مقامات پاکستانی دستگیر و سال‌ها در زندان‌های آن کشور زندانی شد. آن روزها، زندان‌ها برای مردان خدا مکانی برای آموختن صبر و استقامت بود. پیامبر -صلی‌الله علیه وسلم- فرمود: «وَاعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ» (رواه ترمذی)؛ بدان که پیروزی همراه با صبر است. او با صبر و استقامت، شکنجه‌ها و دوری از یاران را تحمل کرد، زیرا می‌دانست که وعده الهی حق است. پس از آزادی، نه تنها خسته و شکسته نشد، بلکه با اراده‌ای قوی بار دیگر به میدان بازگشت و مجدداً به عنوان مسئول جهادی ولایت هلمند منصوب شد. گویی هر بار که از آتش می‌گذشت، صیقل می‌خورد و نورانی‌تر می‌شد.
هم‌سنگرانش می‌گویند که آرمان او چیزی جز اعلای کلمه الله نبود. او برای نام و نان نمی‌جنگید، نه برای ثروت و مقام، بلکه تمام هستی‌اش را در طبق اخلاص نهاده بود. مردم از او با نیکی یاد می‌کنند، چرا که او هرگز از یاری مظلوم دریغ نمی‌کرد. در میان قبایل و عشایر هلمند، نامش مترادف با شجاعت، دیانت و مردانگی است. خاطرات او در اذهان عامه نقش بسته است؛ از آن شب‌هایی که بی‌خبر از خستگی، عملیات‌ها را رهبری می‌کرد تا آن روزهایی که در کنار ساده‌ترین مجاهدان، همدل و همدم بود. او تجسم زنده این آیه بود: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات، ۱۰)؛ مؤمنان برادر یکدیگرند.

ادامه این مطلب را هر دوشنبه و چهار شنبه ساعت 10 صبح از صفحات اجتماعی ما دنبال کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *