فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل هشتم: امپریالیزم
۱.      معرفی امپریالیزم

امپریالیزم (Imperialism) نام و عنوان جریان و سیاستی است که هدف آن خلق و ایجاد یک امپراتوری باشد. همچنین امپریالیزم به احساس یا تعصب در این که یک کشور باید به یک امپراتوری تبدیل شود یا اگر به یک امپراتوری تبدیل شده، آن را نگهداری نماید، تلقی می­گردد (پازارگاد، 1344: 28). از نگاه واژه­شناسی، واژه­ی امپریالیزم در لغت از ریشه­ی امپراتوری مشتق شده که به معنای: تشکیل امپراتوری، جهان­جویی، جهان­گشایی، امپراتوری­گرایی، سلطه­گرایی، جهان­خواری و جهان­سالاری است. اما این واژه در معنای وسیع، هر نوع گسترش، توسعه ارضی و سلطه قوی بر ضعیف را نیز شامل می‌شود (مگداف و کامپ، 1378: 133).
امپریالیزم در اصطلاح عنوانی است برای قدرت یا دولتی که بیرون از حوزه­ی ملی خود، به تصرف سرزمین­های دیگر بپردازد و مردم سرزمین­های دیگر را به‌زور وادار به فرمان‌برداری از خود نماید و در ضمن از منابع مالی، اقتصادی و انسانی آن­ها نیز به سود خود بهره­برداری کند. قابل ذکر است که امپریالیزم به معنای تشکیل امپراتوری، پدیده­ی جدید و امروزی نیست، بلکه از آغاز تاریخ بشر وجود داشته است؛ بنابراین هر نوع گسترش و توسعه­ی ارضی و سلطه­ی قوی بر ضعیف را می­توان امپریالیزم تلقی کرد. شایسته­ی ذکر است که امپریالیزم در معنای جدید، به گسترش و سیطره­ی کشورهای پیشرفته­ی اروپایی بر بقیه­ی جهان در پنج­صد سال اخیر گفته می­شود. عده­ای نیز امپریالیزم را محصول طبیعی سرمایه­داری و نه ضرورتی برای انباشت سرمایه قلمداد نموده­اند؛ یعنی سرمایه‌داری پیشرفته بدون امپریالیزم هم می­تواند به زندگی خود ادامه دهد و روند انباشت سرمایه را تداوم بخشد (ساعی، 1398: 225).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *