نویسنده: محبوبی
فصل هشتم: امپریالیزم
۲. پیشینه امپریالیزم
ادامه:
در دوران باستان، امپراتوریهایی مانند آشور، پارس و روم با گسترش قلمرو خود، نمونههای اولیه امپریالیزم را به نمایش گذاشتند. بهعنوان مثال، امپراتوری پارس که جایگزین امپراتوری آشور شد، رویکردی لیبرالتر در حکومتداری در پیش گرفت. بااینحال، این امپراتوری نیز سرانجام توسط امپراتوری یونان به رهبری اسکندر مقدونی جایگزین شد. اسکندر با ایجاد یک امپراتوری وسیع، تلاش کرد تا شرق و غرب را به هم پیوند دهد، ایدهای که تنها با ظهور امپراتوری روم تا حدی تحقق یافت.
در قرون وسطی، پس از افول امپراتوری روم، ایده امپریالیزم بهعنوان یک نیروی وحدتبخش، جایگاه خود را از دست داد. با کاهش نفوذ امپریالیزم جهانی در این دوره، سرزمینهای اروپایی و آسیایی به دنبال سیاستهای امپریالیستی مستقل خود رفتند. در عصر مدرن، در ادبیات سیاسی جهان، امپریالیزم به سه دوره اصلی قابل تقسیم است:
۱. دوره اول: از قرن 15 تا اواسط قرن 18. در این دوره، کشورهایی مانند: انگلیس، فرانسه و اسپانیا با استعمار قاره آمریکا و آسیا، در پی ایجاد امپراتوریهای بزرگ بودند که تا حدودی به این هدف دست یافتند.
۲. دوره دوم: از اواسط قرن 19 تا جنگ جهانی اول. در این دوره با پیشرفت صنعتی و نیاز به منابع جدید، کشورهای اروپایی، بهخصوص در آفریقا و آسیا، در پی گسترش قلمرو قدرت استعماری خود بودند.