تالیف: علامه عبدالشکور لکنوی
امیرالمؤمنین ذوالنورين عثمان بن عفان
زمانی که حضرت عثمان رضی الله عنه شهید شدند به تلاوت قرآن اشتغال داشتند و خونی که از او جاری شد بر این آیه ریخت «فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم» و آن قرآن مجید هنوز در مدینه منوره محفوظ است و هرگاه حادثه و مصیبتی برای
سلاطین عثمانیه رخ میداد، آن قرآن را بیرون میآوردند و تلاوت میکردند، آن مصیبت دفع میشد. حضرت عثمان رضی الله عنه چند روز پیش از شهادت، بالای بام رفته و تنی چند از صحابه کرام رضی الله عنهم را فرا خواندند و جهت اتمام حجت، احادیثی از رسول خدا صلی الله علیه و سلم که در فضایل ایشان بودند خواندند. و از صحابه سؤال کردند که آیا شما این احادیث را از رسول خدا صلی الله علیه و سلم شنیده اید یا خیر؟ همه تایید کردند. بعد از آن انصار عرض کردند یا امیر المؤمنین مظلومیت شما به انتها رسیده است و برای ما قابل تحمل نیست. اگر شما دستور دهید تا این جنایتکاران را از دم تیغ بگذرانیم. ایشان فرمودند: من گوارا نمیکنم که به دستور من خون گوینده «لا اله الا الله» به زمین ریخته شود، مردم گفتند: شما از خلافت دست بردارید. آن جناب فرمودند: پس من نمیتوانم چنین کنم زیرا رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است ای عثمان خداوند به شما پیراهنی میپوشانند که مردم میخواهند آن را از تن تو درآورند، اگر تو به گفته آنان آن را از تنت بیرون آوردی بوی بهشت به تو نخواهد رسید. لذا من بر این پایدار خواهم ماند. مردم گفتند: پس شما از این ظلم چگونه نجات می یابید؟ ایشان فرمود: وقت نجات نزدیک است. امروز من رسول خدا صلی الله علیه و سلم را به خواب دیدم، فرمودند ای عثمان امروز همراه ما افطار کن.
لذا روزه گرفتم و انشاء الله تا وقت افطار نزد رسول خدا صلی الله علیه و سلم خواهم رفت. چنان که اینطور هم شد.