نویسنده: محبوبی
فصل هشتم: امپریالیزم
4. انواع امپریالیزم
ب. امپریالیزم اقتصادی (نو)
امپریالیزم اقتصادی یا «امپریالیزم نو» که استعمار نو شکل عملی آن است، به معنای وضعیتی است که در آن کشوری، با وجود داشتن استقلال سیاسی، از دستاندازی و دخالت کشور دیگر یا عوامل آن در امان نباشد و هموار آسیب ببیند که این رابطه ممکن است ادامه روند استعماری گذشته میان دو کشور نباشد و قدرت نوخاستهای آن را پدید آورد. در برخی از کشورهای جهان، مانند: آمریکای لاتین، بیشتر اصطلاحات همردیف مانند: «امپریالیزم اقتصادی» یا به اصطلاح دقیقتر «امپریالیزم دالر» را بیشتر به کار میبرند (آشوری، 1397: 38). بدیهی است که پایان حکومت رسمی مستعمراتی در جهان سوم، تأثیر چندانی بر روح امپریالیستی قدرتمندان جهان نداشته است؛ زیرا تا زمانی که در کشورهای جهان سوم که بهتازگی از استعمار سیاسی رهایی یافتند، رژیمهایی فاسد، نابکار و وابسته حکومت کنند، استقلال سیاسی که به دست آوردهاند، فقط یک امر ظاهری و ساختگی خواهد بود و در حقیقت قدرتهای استعماری همچنان منافع را از این کشورها از طریق امپریالیزم اقتصادی به دست میآورند و در امور داخلی این کشورها و در عزل و نصب مقامات بلند رتبه دخالت میکنند؛ بنابراین استعمار پایان نیافته است و کشورهای جهان سوم به استقلال نرسیدهاند، بلکه فقط رنگ و شیوهی استعمار تغییر کرده است؛ استعمار اقتصادی، جایگزین استعمار نظامی و سیاسی شده است. چنانکه کشورهای صنعتی با استفاده از موقعیت برجستهی اقتصادیشان در تجارت جهانی و طریق نفوذ شرکتهای بزرگ که در مقیاس جهانی عمل میکنند، هنوز کنترل خود بر جهان را همچنان حفظ نمودهاند (ساعی، 1396: 212).