نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
داکتر نجیب
ازدواج با بدکاره
ادامه
فتانه جیلانی را اکثراً فتانهی ساقی خطاب میکردند؛ زیرا، وی در محافل عیاشان میخور جامهای شراب را توزیع میکرد و مردان بلهوس لقب ساقی را به او دادند. وی جنایات زیادی را مرتکب شده و با مردان زیادی همبستر شده بود و حملهای نامشروع زیادی را سقط کرده بود. نجیب که از نجابت بهدور بود، با همچون زنی ازدواج کرد. البته این کار نجیب خیلی هم بیجا و نادرست نبود و از این بابت نمیتوان نجیب را سرزنش کرد؛ زیرا نجیب شخص فاسد، هوسران و شهوتپرستی بود و همواره به دنبال عیاشی و خوشگذرانی بود. او با فتانه که همانند خودش فرد بدکارهی بود، ازدواج کرد. نجیب که شخص بدکارهی بود، نباید با زن مسلمان و پاکدامنی ازدواج میکرد. چنانکه قرآن کریم میفرماید: «الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» (نور، 26). ترجمه: زنان پليد سزاوار مردان پليدند و مردان پليد سزاوار زنان پليد، زنان پاك براي مردان پاكند و مردان پاك براي زنان پاك . آنان از آنچه دربارهشان ميگويند منزهند و براي آنان مغفرت و روزي نيكويي است.
از آنجایی که نجیب زن بدکارهی گرفته بود، تلاش میکرد اعضای فامیل و اقوامش نیز زنان بدکاره را به ازدواج بگیرند تا نجیب در مقابل آنها شرمنده نباشد. نجیب نهتنها برای مردهای خانوادهاش زنهای بدکاره آرزو میکرد، بلکه برای بادیگاردهایش نیز توصیه میکرد تا چنین زنانی را به نکاح بگیرند.
نجیب کمونیست به شوروی که باداران و حامیان او بودند، عشق و علاقهی زیادی داشت تا آنجا که شوروی را وطن اول خود دانسته و بارها مخلوطشدن نسل افغان و شوروی را پیشنهاد نموده است. نجیب از همسرش صاحب دو دختر شد که یکی معیوب بود. وی همسرش را جهت تداوی به سرزمین رویاهایش (شوروی) فرستاد که همسرش در این سفر نیز ارمغان ننگین برای نجیب به بار آورد. راوی داستان برگشت فتانه، همسر نجیب، را از شوروی از زبان خواهرزادهاش اینگونه نقل میکند: «زمانی که فتانه، خانم نجیب به شوروی جهت تداوی رفته بود، بعد از تداوی وقتی که دوباره بازگشت، مامایم (نجیب) متوجه شد که خانمش حاملهدار بازگشته است. چند روزی با فتانه سر دعوا داشت، ولی بعد از مدتی فراموش کرد و زمانی که طفلش متولد گشت دید که دختری با چشمان آبی و موهای طلایی به دنیا آمده است. با خنده و تبسم گفت فرق نمیکند ثمرهی دوستی افغان و شوروی است و اضافه کرد ما حاضر هستیم تمام زندگی خویش را قربانی این دوستی نماییم» (راهی، بیتا: 36). نجیب این حرامزادهی چشمآبی را در بغل گرفت و اسمش را «مسکا» گذاشت.
افغانستان در چنگال کمونیسم