ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
سخنرانی جعفر بن ابی طالب و تصویر جاهلیت و معرفی اسلام، در دربار نجاشی
در این اثنا جعفر بن ابی طالب پسر عموی رسول خدا صلیالله علیه و سلم از میان مجلس به پاخاست و چنین گفت: شاها! ما گروهی بودیم نادان و بت پرست از خوردن مردار اجتناب نمیکردیم. از ارتکاب فحشا و بیبندوباری باکی نداشتیم. رشتۀ خویشاوندی را میبریدیم، همسایه پیش ما احترام نداشت، ضعیف و درمانده محکوم زورمندان بود. روزگاری بدین منوال بسر بردیم تا اینکه خدای تعالی از میان ما پیامبری برگزید که ما نسب او را میدانیم و از درستکاری و امانتداری و پاکی او کاملا آگاهیم. او ما را به توحید و یکتاپرستی دعوت نمود و دستور داد تا از عبادت بتها و سنگها که ما و پدران ما میپرستیدند، پرهیز کنیم. او ما را به راستی و راستگویی، امانتداری و خوشرفتاری با خویشاوندان و همسایگان، و اجتناب از کارهای ناروا و خونریزی توصیه نمود و از ارتکاب فحشا و دروغگویی و خیانت در اموال یتیمان و نسبت دادن زنان پاکدامن و کارهای زشت باز داشت. به ما دستور داد که تنها خدای یگانه را عبادت کنیم. با او احدی را شریک نسازیم. نماز بخوانیم، زکات مال را بپردازیم، و روزه بگیریم «کلیه امور اسلام را ذکر کرد» ما به او ایمان آوردیم. سخنش را پذیرفتیم. روشنی را که از جانب خدا آورده بود، پیروی کردیم. فقط به عبادت الله روی آوردیم و از شرک دوری نمودیم. آنچه را حرام شمرده بود، حرام شمرده و حلالهای او را حلال دانستیم. ولی قوم ما در مقابل ما قیام کردند و ما را مورد شکنجه قرار دادند. مزاحم دین ما شدند و میخواهند که ما از عبادت خدای واحد دست بر داریم و بتها را پرستش کنیم و با انجام خباثتها و زشتیها مشغول شویم. وقتی آنها بر ما فشار آوردند، ما را مورد ستم قراردادند، عرصه را بر ما تنگ کردند و مزاحم آیین ما گردیدند ناچار به کشورتان پناه آوردیم و شما را از دیگران برتر دانستیم و هم اکنون امیدواریم که در پناه شما از ظلم و تجاوز آنها در امان باشیم.