نویسنده: محبوبی
اصول و مبانی دموکراسی
ب. آزادی بیان
ادامه
آزادی بیانی که در دموکراسی مطرح گردیده است، در افغانستان دوران جمهوریت به هرجومرج تبدیل شده بود. در این زمینه تلویزیون ملی در عصر جمهوریت نمایشنامهای را به نمایش گذاشت که بهخوبی وضعیت آزادی بیان را به تصویر کشیده بود. در این نمایشنامهای آموزنده، داستان مردی به تصویر کشیده شده بود که در یکی از پارکهای کشور مصروف کتابخواندن بود، اما مرد دیگری، در کنار وی نشسته و دمبوره مینواخت. مرد کتابخوان که از سروصدای دمبوره خسته شده بود و نمیتوانست به مطالعهاش ادامه دهد، با تضرع و فروتنی، به نوازنده پیشنهاد کرد که از نواختن دست کشیده و مزاحم مطالعه وی نگردد. نوازنده میگوید: «برو، بگذار، دموکراسی است و هرکسی هر چیزی را خواست انجام میدهد».
مرد کتابخوان لحظاتی صبر نمود، سرانجام حوصلهاش به سر رسید و پارچه سنگی را برداشت و به فرق نوازنده کوبید. نوازنده، خشمگینانه پرسید: «چرا مرا زدی؟». او هم در پاسخ گفت: که: «دموکراسی است». این نمایشنامه که بسیار زیبا تهیه شده بود، چیزی را که به نمایش گذاشت، دموکراسی بود که در بیستسال جمهوریت در افغانستان جریان داشت. دموکراسی که در جوامع دیگر به معنای «حکومت قانون» است، در افغانستان، چهرهای هرجومرج را به خود گرفته و به بیقیدی و لاابالیگری مبدل شده بود. در عصر جمهوریت از دموکراسی، به آزادی مطلق و لگام گسیختگی بیحد و حصری تعبیر میشد که توسط هیچ قانونی محدود نگردیده و هیچ حد و مرزی را هم نمیشناخت.
مأموریت شکست خورده