فهرست بستن

نبی رحمت

تالیف: سید ابوالحسن ندوی
فتح مکه
رمضان سال هشتم هجرت
مقدمات فتح مکه
ادامه:
سر در گمی و عدم موفقیت ابوسفیان

ابوسفیان به خدمت پیامبر اکرم -صلی الله علیه و سلم-. رسید و با او گفتگو کرد، اما آن حضرت به او هیچ پاسخی نداد او نزد ابوبکر صدیق -رضی الله عنه-رفت و از وی خواست نزد رسول الله -صلی الله علیه و سلم- شفاعت نماید اما ابوبکر -رضی الله عنه- :گفت من چنین کاری نمی کنم؛ بالاخره او با عمر و علی و فاطمه -رضی الله عنهم-تماس گرفت هیچ کدام به او جوابی نداد، فقط گفتند: مسئله خیلی بالاتر از این است که ما مداخله کنیم ابوسفیان دچار حیرت گردید به فاطمه گفت: ای دختر محمد ممکن است به این فرزندت دستور دهی اشاره به حسن بن علی کرد؛ او هنوز بچه و مشغول بازی بود که میان مردم آشتی کند و تا زمین و زمان باقی است سرور عرب گردد؟ حضرت فاطمه -رضی الله عنها-گفت: والله فرزندم هنوز به چنین موقعیتی نرسیده است و کلاً هیچ کس نمی تواند بدون رضایت رسول الله -صلی الله علیه و سلم-، اقدام به صلح نماید.
وقتی حضرت علی -رضی الله عنه-سر در گمی و نگرانی ابوسفیان را دید، به او گفت: راهی به نظر من نمی رسد که برای شما سودی داشته باشد البته شما سردار «بنی کنانه» هستید یک راه وجود دارد و آن اینکه برخیزید و در میان مردم اعلام صلح کنید و سپس به مکه برگردید ابوسفیان گفت به نظر شما این کار فایده ای خواهد داشت؟ حضرت علی-رضی الله عنه- گفت: والله گمان نمی کنم ولی به جز این فعلاً چیزی به نظر من نمی رسد، ابوسفیان در مسجد بلند شد و گفت ای مردم! من میان مردم اعلام صلح میکنم آنگاه بر شتر خود سوار شد و راه مکه را در پیش گرفت. وقتی گزارش کار خود را به سران قریش تقدیم کرد آنها :گفتند تو با چیزی برگشته ای که نه برای ما فایده ای دارد و نه به درد خود شما می خورد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *