نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم
- شکست سکولاریسم
جهان اسلام هیچگاه سکولاریسم را بر نمیتابد و اگر در جایی با فشارهای سیاسی و مانند آن تحمیل شود، چنانچه بر افغانستان تحمیل شد، هرگز دوام و استمرار نمییابد و در هیچ کجای جهان اسلام، نهال سکولاریسم ریشه نمیدواند و همواره به شکست مواجه میگردد. مقاومت بالای اسلام و شکست سکولاریسم عوامل و دلایل متعددی دارد که در ادامه به برخی از آنها پرداخته شده است:
أ. فلسفهی اسلامی
سکولاریسم در شرایطی بر اروپا غالب شد و موفق به کنار زدن دین از جامعه گردید که آیین تحریفشدهی مسیحیت و کشیشهای مکار کلیسا بر جامعه حکمروایی میکردند و فلسفهی دین که از آیین منحرف مسیحیت منشأ میگرفت، مبتنی بر عقل و برهان نبود و توان پاسخگویی به پدیدههای علمی را نداشت؛ از این جهت، عاقلان بیدین و دینداران عاقل، جهت رهایی از آیین تحریفشده مسیحیت و کشیشها مکار، به سکولاریسم که دین را از متن جامعه کنار گذاشته و به حاشیه میراند، تن دادند و به این ترتیب سکولاریسم بر اروپا غالب شد. اما فلسفهی اسلامی، فلسفهای مبتنی بر عقل و برهان است و از عهده تبیین مفاهیم و آموزههای علمی، دینی و متافیزیکی بهخوبی بر میآید و از این جهت با فلسفههای مسیحی، خصوصاً فلسفههای حسی، کاملاً متفاوت است. از این جهت، سکولاریسم حداقل در جهان اسلام توان کنار زدن دین را از متن جامعه ندارد و هیچگاه نمیتوان به گونهی کامل دین را به حاشیه براند. بنابراین، فلسفهی اسلامی سد بزرگ و نفوذناپذیری در مقابل سکولاریسم محسوب میشود (مردانی نوکنده، 1390: 122).
ب. عقاید معقول
سکولاریسم دین (مسیحیت) را از زندگی اجتماعی بشر کنار گذاشت؛ زیرا آیین تحریفشدهی مسیحیت به انواع و اقسام عقاید و باورهای خرافی و تناقضآلود همراه بود که مورد پذیرش عقل و خرد سالم نبود. اما در آیین مقدس اسلام، از عقاید و باورهای خرافی مانند: تثلیث، فدا و گناه جبلی که بر پایهای هیچ عقل و برهانی استوار نیست، خبری نیست. شاید در برخی از نحلههای کلامی، پارهای عقاید و باورهای نامعقول یافت شود، اما قابل ذکر است که این گونه عقاید و آرا، باورهای عمومی و رسمی آیین مقدس اسلامی محسوب نمیشود؛ بنابراین سد دیگری که از نفوذ سکولاریسم به جهان اسلام جلوگیری میکند، عقاید و باورهای معقول اسلام است (همان).