فهرست بستن

استعمار وپلان های شوم شان

نویسنده: عبدالغفور (احمدی)
قبل ازهمه باید گفت سخن گفتن درباره استعمارگران وپلان های شوم شان نیاز به یک کتاب مستقلی دارد و به یک یا دو صفحه نمی توان تمامیت بحث را مطرح کرد و توضیح داد. اما بطور خلاصه میتوان کلیت از این بحث را جهت آشنایی اجمالی بیان کرد.
نخست باید دانست که معنایی استعمار چیست؟
استعمار به معنی تسلط پیدا کردن کشورهای قدرتمند به سرزمین ها ومنابع یک کشور دیگر است که معمولا این کار را برای بهره برداری نظامی و یا اقتصادی و یا فرهنگی انجام می دهند، امت باید دانست که کشورهای استعمارگر و کفری تنها پلان های کوتاه مدت برای کشورهای اسلامی ندارند بلکه پلانهای شوم شان در دراز مدت مطرح میشود. و این پلان ها بخاطر ترس آنها از مسلمانان است و آنها می دانند که تنها اسلام است که برای هرکاری برنامه و قانون جامعی دارد که نیاز به قانون گذار دیگری نیست. و آنها باور دارند که اگر اسلام در جهان تسلط پیدا کند، تمام دروغ های شان بر ملا میشود وپول های شان که بنام حقوق بشر و دموکراسی مصرف میشود قطع میشود. بنابرین تمام تلاش و کوشش خود را میکنند که اسلام را بدنام سازند.
استعمار را میتوان به دو نوع تقسیم کرد: استعمار فزیکی و استعمار فکری

  1. استعمار فیزیکی آن نوع استعماری است که جنگ های گوناگونی را به راه انداخته و صدها میلیارد دلار در پی قتل عام زنان واطفال با بهانه های بی شماری به مصرف رساندند که از جمله آنها میتوان به جنگ صلیبی اشاره کرد که حدود چند صدسال ادامه داشت.
  2. اما استعمار فکری و فرهنگی ؛ نوعی استعماری است که از استعمار فیزیکی به مراتب خطرناک تر است؛ زیرا این نوع استعمار ابتدا تمام رسانه های جمعی را تصرف کرده و هزینه های بی شماری را مصرف کرده اند تا از این طریق بتواند اهداف شوم شان را در میان جوامع؛ بویژه جوامع اسلامی پیاده کنند. و از سوی گروها و افراد را استخدام کردند که از آنها به نام مستشرقین یاد میشود. این افراد فقط به مطالعه منابع اسلامی و هم چنین مورد توجه قرار دادن مسلمانان ونگاه میکردند که با کدام شیوه و حیله می توان مسلمانان را که ضعیف الایمان بودند فریب دهند. بنابرین میتوان گفت استعمار فکری؛ یعنی تسخیر اذهان بدون لشکرکشی و بدون جنگ و تغیر هویت بدون زور و وابستگی بدون اشغال. نکته مورد توجه این است که هرگاه کشورهای کفری سعی کردند که ازطریق جنگ و زور وارد میدان شوند با شکست مواجه شده اند. و تاریخ خود گواه این حقیقت است. بعد به این نتیجه رسیدن که راه مقابله مستقیم سود برای شان ندارند وسرانجام به جنگ فکری اقبال پیدا کردند.
    رویش های که استعمارگران بدان ها متوصل شدند عبارتند از:
    ۱- نفوذ فرهنگی ورسانه ای. مثل ترویج سبک زندگی غربی ازطریق رسانه ها وسینماها وشبکه های اجتماعی
    ۲- نفوذ اقتصادی ازطریق بانک های جهانی صندوق بین المللی پول
    ۳- نفوذ سیاسی مثل حکومت های وابسته وغیره
    ۴ -نفوذ نظامی مثل ایجاد پایگاهای نظامی در کشور های مختلف تحت عنوان صلح جهانی ویا حقوق بشر
    خلاصه اینکه پلان های شوم غرب را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
    ۱ – کنترول منابع انرژی مثل نفت، گاز، ارانیوم وغیره.
    ۲ – تضعیف هویت فرهنگی ودینی ملل مستقل از طریق رسانه های خود فروخته وغرب زده.
    ۳ – تقسم کشورها وملت ها به اقوام ومذاهب مختلف برای جلو گیری از اتحاد.
    ۴- وابسته نگاه داشتن اقتصاد کشورهایی در حال توسعه به واردات وفناوری غربی.
    ۵- استفاده ازشعارهایی جذاب مانند دموکراسی حقوق زنان وحقوق بشر برای مشروع جلوه دادن مداخله های خود.
    در نتیجه راه های رهایی از پلان های شوم این استعمارگران فکری عبارتند از:
    ۱- اتحاد وانسجام امت اسلامی
    ۲- حمایت کردن از سرمایه گزاری داخلی
    ۳- حمایت از کسب وکارهای کوچک وزراعت کاران
    ۴- استخراج معادن وبه راه انداختن سیستم های سولری ویاخورشیدی
    ۵-پخش کردن اخبار وفیلم ها وجلسه هایی که به نفع امت اسلام هست در رسانه ها وشبکه های اجتماعی
    ۶- مصرف کردن از تولیدات داخلی البته تولید کنندگان باید تحت کنترول دولت باشند که اجناس بی کیفیت ویا به ضرر مسلمین باشد تولید نکنند مثل نوشیدنی های گاز دار وغیره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *