فهرست بستن

کارنامه ننگین یهود

تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
جنگ تبلیغاتی شاعران یهود

در پایتخت، دعوت اسلامی نوپا در معرض دسیسه های یهود بود، چون آنها فرصت را غنیمت شمرده و دو تن از شاعرانشان را واداشتند، معرکه ی مبارزه طلبی آشکار را شروع کنند. آن دو شاعر ابوعفک وکعب بن اشرف بودند. ابوعفک پیرمرد بزرگ سالی بود که شعر می گفت و شعرهایش ناسزاگویی به پیامبر صلی الله علیه و سلم و تشویق به جنگ برضد پیامبر صلی الله علیه و سلم بود؛ در آن زمان، شعر درمیان عرب مهمترین وسیله ی تبلیغاتی بود که به جنگ تشویق میکرد و برای آمادگی آن، توجه می داد و از آن بیم میداد. یکی از مؤمنان به نام سالم بن عمیر به خشم آمد و خواست که با آن مقابله کند و از همان آغاز آتش فتنه را خاموش کند، بنابراین نذر کرد که او را بکشد، به همین دلیل منتظر فرصت بود تا این که او را کشت، البته بندهای عهدنامه پیامبر صلی الله علیه و سلم به آنان اجازه میداد جنایتکاری که مسلمانان را آزار و اذیت کند، مجازات کنند.
اما كعب بن أشرف از ابی عفک خطرناک تر بود زیرا وقتی بشارت پیروزی مسلمانان در جنگ بدر و کشته شدن نمایندگان مشرکین به او رسید، گفت: آیا این حقیقت دارد؟ آیا یقین دارید که محمد اینها را کشته است؟ اینها بزرگان عرب و پادشاهان مردم اند. به خدا قسم یقیناً اگر محمد این افراد را کشته باشد، زیرزمین از روی زمین بهتر است و هنگامی که کعب از درستی خبرها یقین یافت، به زبان درازی و اهانت به پیامبر صلی الله علیه و سلم و مؤمنان پرداخت و عهد شکنی خود را اعلام کرد و از مدینه خارج شد و به مکه آمد و مردم را برضد پیامبر صلی الله علیه و سلم تحریک می کرد و شعرها می سرود، و بر مشرکانی که در جنگ بدرکشته شده بودند می گریست، سپس به مدینه برگشت؛ در حالی که دشمنی اش را آشکار کرده بود و ناسزا می گفت و زنان مسلمان را موضوع ترانه های عاشقانه ی خود کرده بود، بدین گونه آنان را می آزرد، همین اعمال باعث شد که خونش را حلال بدانند. ولی پیامبر صلی الله علیه و سلم از جماعت یهود چشم پوشی کرد و خواست که دامنه ی این پیمان شکنی را تنگ و محدود نماید و اقدامات کعب را از جمله حوادث شخصی به حساب آورد که فقط کار خود کعب است و جمع یهود به آن راضی نیستند، در نتیجه فقط جنایتکار را مجازات کند و نیرنگ رهبر یهود را نادیده انگارد، رهبری که نیرنگ ها را طرح ریزی و به آن تشویق میکرد و می کوشید دشمنی میان او و پیامبر ـ که در پوششهایی از ریا و بستن پیمان پنهان شده بود – با از بین بردن پوشش ها و موانع، به دشمنی آشکار تبدیل کند؛ بنابراین پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: چه کسی حاضر است کعب بن أشرف را بکشد؟ پس محمد بن مسلمه وگروهی از اوس برای کشتن کعب بسیج شدند، پیش کعب رفته و با فریب از قلعه پایینش آوردند و او را کشتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *