نویسنده: نهضت
فصل سوم: حقوق بشر در ترازوی نقد (مقایسهی غرب و اسلام)
مقایسه حقوق بشر غربی با اسلام
أ. از حیث منشأ «ادامه»
تقاوت در منشأ و منبع حقوق انسانی در اسلام و غرب حداقل دو نتیجه متفاوت ذیل را در پی خواهد داشت:
۱. انگیزهی روانی برای انجام تکالیف: در نظام اسلامی، تکلیفپذیری از انگیزهی روانی قویتری برخوردار است، زیرا انسان خود را در برابر ساحتی بیکران از علم، حکمت و رحمت الهی مسئول میداند. این در حالی است که در نظام غربی، انسان صرفاً در برابر خواستهای متغییر و محدود بشری قرار دارد که اغلب تحت تأثیر جهل، حرص و منافع فردی است. برای مثال، احترام به حقوق دیگران در اسلام نه از ترس قانون، بلکه از باور به پاسخگویی در پیشگاه خدا سرچشمه میگیرد.
۲. ضمانت اجرای درونی و تکامل معنوی: در اسلام، عمل به تکالیف حقوقی به عنوان مسیری برای رسیدن و تقرب به خدا و تکامل روحی و معنوی انسان تلقی میشود. این نگاه، نوعی ضمانت اجرای درونی ایجاد میکند که فراتر از مجازاتهای دنیوی است. برای نمونه، پرداخت زکات نه تنها یک تکلیف مالی، بلکه عبادتی معنوی محسوب میشود. در مقابل، در نظام غربی که حقوق بر پایهی خواستهای نفسانی انسان استوار است، عمل به قوانین حقوقی فاقد بعد روحی و معنوی است و انگیزهی اصلی در آن، اغلب اجتناب و دوری از مجازات و یا کسب منفعت و سود شخصی است. این امر باعث میشود پایبندی به حقوق در غرب، به ویژه در مواقع تعارض منافع، با چالش مواجه شود.
بنابراین تفاوت در منشأ حقوق (الهی در برابر انسانی) نه تنها ماهیت حقوق بشر، بلکه انگیزهها و ضمانتهای اجرایی آن را نیز دگرگون میکند. در حالی که اسلام با تکیه بر حکمت الهی، حقوق را در چارچوبی هدفمند و تکاملبخش تعریف میکند، غرب با محوریت اومانیسم، حقوقی نسبی و متغیر را ارائه میدهد که به جای تقویت مسئولیتپذیری، به فردگرایی افراطی دامن میزند.