تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به مثابهی نخستین اصل در فلسفهی اخلاق
توحید بیان میکند که خداوند انسان را در نیکوترین شکل (و ساختار) آفرید تا او را پرستش و تقدیس نماید. این امر به این معنا است که غایتِ کلی وجود انسان بر روی زمین، اطاعت از خداوند و اجرای اوامر او است. توحید همچنین بیانگر آن است که این غایت در این امر نهفته است که انسان در زمین جانشین خداوند است. قرآن بیان میکند که خداوند متعال، آن امانت خود را بر دوش انسان نهاد که آسمانها و زمین توانایی حمل آن را نداشتند. لذا با نوعی هراس و وحشت، از برداشتن آن عقب نشینی کردند. این اطمینان و اعتماد الهی، اجرای بخش اخلاقی از اراده الهی است که ماهیت و طبیعت آن، طلب میکند که اراده با آزادی تحقق یابد و انسان تنها آفریدهای است که میتواند این کار را انجام دهد. به طوری که اگر ارادهی الهی بر اساس حکم طبیعی (= منسوب به طبیعت) تحقق یابد، در این صورت آن تحقق اخلاقی نیست، بلکه جوهری یا سودانگارانه خواهد بود. اما تنها انسان میتواند که ارادهی الهی را محقق سازد؛ البته با این امکان/ احتمال که این کار را به طور مطلق انجام دهد یا نه. یا اینکه کاملاً بر عکس آن را انجام دهد، یا اینکه کاری بینابین این دو را عملی سازد. به کار بستن این آزادی بشری در زمینهی اطاعت از امر خداوند است که اجرای امر خداوند متعال را به کار اخلاقی تبدیل میکند.