ترتیبکننده: کرار
فصل پنجم
اسلام و جاهلیت
آنگاه در این مورد ابراهیم و یارانش را مثال میآورد: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ.
«همانا برای شما در ابراهیم و همراهانش اسوه و الگوی نیکویی هست، آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه غیر از خدا میپرستید بیـزاریم و بـه شـما کـافر شدهایم و میان ما و شما عداوت و بغض و کینهای ابدی موجـود باشـد تـا وقتـی بـه خدای یگانه و یکتا ایمان بیاورید».
خوانندۀ عرب، نکتـه را در اوج بلاغـت و وسـعت در سـخن ابـراهیم و یـارانش ملاحظه میکنید، آنجا که گفتند: ﴿ کفرنـا بکـم ﴾ یعنی بـه شـما کـافر شـدیم و نگفتند: به دینتان کافر شدیم، گویی قوم ابراهیم خـود پیکـره و مجسـمۀ طـرز فکـر جاهلیت با تمام معانی و اشکال و مظاهر آن شدهاند و در تمام زندگی آنها و علوم و فلسفه و تمدن و فرهنگشان روح کفر و جهل رسوخ کرده است و این در هـر امـت جاهلی که از هدایت و علوم پیامبران محروم شده و حیات و علـوم و تمـدن خـود را براساس حواس خود یا قیاس و تجربه بنا کرده باشد، به خوبی لمس میشود، انکـار ابراهیم علیه السلام و همراهانش تمام این مفاهیم را دربر میگیرد، به طوری که گویی آنها با این سخن اعلان کردهاند که بر نظام جاهلی وقت با تمام جوانب آن شوریده انـد و هم به نظام و هم به اصحاب آن کافر شدهاند و هیچ فضیلتی برای آنها قائل نیستند و اندک خضوعی در برابرشان نمیکنند!.