نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: تبشیر مسیحیت در عصر جمهوریت
ابزار تبشیر (تنصیر)
ادامه
1- پوهنتونها و مراکز علمی
باید اذعان نمود که در بیست سال حکومت جمهوریت، افغانستان هم در استعمار نظامی و هم در استعمار فرهنگی قرار داشته است. در نظام جمهوریت مؤسسات، نهادها، گروهها و افراد خارجی و داخلی به بهانهی خدمات و فعالیتهای بشردوستانه، در حوزههای مختلف از جمله فرهنگی و آموزشی در این کشور فعالیت میکردند و در این زمینه از متخصصان و کارشناسان فرهنگی و آموزشی بهره میبردند. اگر چه در دورهی نظام جمهوری مضامین درسی دینی در نصاب تعلیمی در حد معمول بود و بر تعداد ساعات درسی هفتگی دینی افزون گشته بود؛ اما این بار استعمارگران از دریچهی دیگری وارد نظام آموزشی کشور شده بودند. این بار بهنوعی ارزش و اهمیت محتوای درسی مضامین دینی را هدف قرار داده، از این روزنه به استعمارگری در سیستم آموزشی کشور پرداخته بودند. در حقیقت این بار از طریق مبارزهی مستقیم (چنانکه در زمان احزاب خلق و پرچم اتفاق افتاده بود) با سیستم آموزشی کشور مبارزه صورت نگرفت؛ بلکه این بار مبارزه بیشتر از طریق کماهمیت جلوهدادن مضامین دینی و اهمیت قائل شدن به مضامین غیردینی صورت گرفته است؛ برای مثال: شاگردان مکاتب ابتدایی که تا هنوز به زبان و ادبیات مادری خود آشنایی حاصل نکرده بودند، جهت ثبتنام در کورسهای زبان انگلیسی، ریاضی و… ترغیب و تشویق میشدند و در این مسیر هزینهی هنگفتی را بر خانوادهها تحمیل میکردند. غربیها تعلیم را وسیلهی برای ترویج افکار خود قرار دادند و در ایجاد مکاتب و پوهنتونها به سیستم غربی تلاش میکردند و سعی داشتند که تعلیم در این پوهنتونها مختلط بوده و نصاب تحصیلی همگام با نصاب تحصیلی غربی باشد.
از آنجایی که تعلیم در تحولات فکری سهم ارزندهی دارد، تنصیریها نیز با درک این مسئله، تلاش ورزیدند تا افکار و اندیشههای خود را از این طریق به نمایش بگذارند. شاهد مثال این موضوع پوهنتون آمریکایی در بیروت–لبنان، پوهنتون آمریکایی در قاهره – مصر، پوهنتون آمریکایی در کابل – افغانستان و… است.
ترویج گمراهی