نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
ببرک کارمل
چاکری ببرک از کرملین
سفر چهارم: سلطانعلی کشتمند مزدور دیگر روسها، در این سفر که در تاریخ 21 ثور سال 1361 انجام شد، کارمل کمونیست را همراهی میکرد. این سفر به مقصد ترمز، به هدف افتتاح پلی که شوروی بر دریای آمو اعمار کرده بود تا افغانستان را به خاک روس وصل نماید، انجام شد. افتتاح پلی به نام افغانستان اما در خاک روس، حاکی از این است که کارمل حتی در زیر چتر حمایت تانکهای زرهی احساس مصونیت نمیکرد و سردمداران شوروی نیز چنین اعتمادی بر خود نداشتند که مراسم افتتاح پل را در خاک افغانستان برگزار نمایند.
فراشد زمان چه فراز و فرودهای را در این سرزمین کهن افغانستان رونمایی میکند! «روزگاری فرمانروایان و سپاهیان بلخ، غزنه و هرات به عزم سمرقند و بخارا، کاروان حله میبستند و ریگ درشت آمو در زیر سم ستورانشان چون پرنیان مینمود، اما امروز تاراجگران وحشی روس، سوار بر تانکهای زرهی از آمو عبور میکنند و غزنه، بلخ و هری را لگدمال مینمایند. مردم ما تمدن، فرهنگ، انساندوستی و نیک زیستن را با خود به ارمغان میبردند، اما روسها انسانکشی، یغماگری، ظلم و بیفرهنگی را به همراه دارند. مسعود غزنوی میخواست پلی بالای آمو درست کند تا کاروانهای دوستی، تجارت و مدنیت بر بالای آن آمدوشد کنند، ولی آدمکشان کرملین چنان پلی را اعمار کردند تا وسایل دشمنی و مهمات جنگی خود را از آن عبور دهند و کشور ما را به حمام خون مبدل سازند. به هر حال این هم میگذرد و ما مطمئنیم که روسها در فرجام جز سیهرویی طرفهای نخواهند بست» (همان، 411) که قطعاً چنین شد و به مراتب بدتر از آن نیز اتفاق افتاد؛ چنانکه در مقابل شیرمردان دلیر این سرزمین، با ذلت و رذیلت شکست ننگین خویش را پذیرفته، با سیهروی خاک پاک این سرزمین را از وجود نحسشان تهی کردند و افغانستان بهمثابهی زخمی بر پیکر اتحاد جماهیر شوروی بود که سرانجام سبب فروپاشی شوروی گردید.