ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
مخالفت قوم و مهربانیهای ابوطالب
گفتگوی رسول اکرم صلیالله علیه و سلم با ابوطالب
قریش دست از فعالیت بر نداشتند، یکدیگر را علیه رسول گرامی صلیالله علیه و سلم تحریک کردند تا این که بار دیگر نزد ابوطالب رفتند و چنین پیشنهاد کردند: ای ابوطالب! شما در نظر ما دارای سن و شرافت، و مرتبه خاصی میباشید؛ از شما خواهش کردیم که برادرزادهات را باز دارید. اما شما این کار را نکردید. اینک قسم بخدا دیگر نمیتوانیم بیش از این صبر کنیم که پدرانمان مورد سب و شتم قرار بگیرند، دانایان ما نادان قرار داده شوند و خدایان ما مورد انتقاد واقع شوند، شما از دو راه یکی را انتخاب نمایید، یا خودتان جلوی او را بگیرید یا ما با شما و او به جنگ برمیخیزیم تا اینکه یکی از طرفین ما یا شما از بین برود. ابوطالب دشمنی قوم و جدایی آنان را مهم تلقی کرد، از طرفی نسبت به اسلام رسول الله نیز خرسند نبود لذا به رسول اکرم صلیالله علیه و سلم پیام فرستاد و چنین گفت: برادرزادۀ عزیز! قوم تو نزد من آمدند و این چنین گفتند، لذا شما بر من و خودت ترحم کنید و آنچه را که قدرت تحمل آن را ندارم بر من تحمیل مفرمایید…