تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع: گذری کوتاه بر زندگانی امام ابوحنیفه رحمهالله
ابتدای جلوس ایشان برای افتا و تدریس
پس از درگذشت حماد بن ابیسلیمان نیاز بود که کسی جانشین آن امام همام قرار گیرد و نیازهای فقهی مردم را پاسخگو باشد؛ پس فرزند حماد بر مسند این صدارت قرار گرفت و یاران پدرش به سوی وی شتافتند اما حاجت خویش را در دکان وی نیافتند؛ زیرا غالب تواناییهای وی در علم نحو و علم کلام بود. آنگاه موسى بن کثیر به جای وی نشست و مردم او را در این مسند تحمل نمودند، از جهت آن که با بزرگان این میدان ملاقی و همنشین بود، اگرچه که در فقه حجت قاطع زمان خویش نبود، تا اینکه موسی بن کثیر برای سفر حج رفت، در این هنگام رأی مردم اجماعاً بر ابوحنیفه قرار گرفت؛ امام خواستهی ایشان را اجابت گفت و در توجیه این عزم خویش فرمود: دوست ندارم علم بمیرد. پس مردم به مجلس وی شتافتند و در آستان وی اندر هر بابی دانشی فراگیر و بیکرانه حوصلهی علمی فراخ و رفتاری صبورانه یافتند. از این رو، ملازمت مجلس وی را بر خود حتمی گردانیده پایبند حلقهی آستان و خریدار متاع دکان وی گردیدند و دیگران را ترک كردند پیوسته کار امام بالا میگرفت و مرتبت و جایگاه وی بلند و بلندتر و یاران و پیروانش در مذهب بیشتر و بیشتر میشدند تا آن که حلقهی وی سرانجام بزرگترین حلقهی علمی در جامع کوفه گردید و اقبال مردم همه به سوی وی شد بزرگان فقه بر صدارت و ریاست وی در این عرصه مُهر تأیید گذاشتند، امرا وی را اکرام نموده و خلفا در مجالس علمیشان از وی یاد نموده و جملگی وی را ستایش گفتند و امام در میدان فقاهت گامهایی به جلو برداشت که دیگران از انجام آن عاجز بودند.
فقیـه عـراق