نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: اوضاع افغانستان در عصر کمونیسم
وضعیت ادبی
افراطگرایی در استفاده از «رنگ سرخ»
«آرمان سرخ انقلاب» در این دوره نه تنها در متون ادبی، شعر و داستان، به گونهی افراطی راه پیدا کرد، بلکه سر از در و دیوارِ کوچه و بازار نیز درآورده. «رنگ سرخ» چه در نوشتن پلاکاردها، چه در رنگآمیزی در و پنجرهی دکانها و چه در متون ادبی، به گونهی افراطی به کار گرفته شده است؛ چنانکه پس از کودتای 7 ثور 1357، پرچم ملی افغانستان که به سه رنگ سیاه، سرخ و سبز بود، به دنبالهروی از شوروی سابق و چین کمونیست به رنگ سرخ درآمد. دولت در آستانهی جشن انقلاب ثور، دستور داد که پنجرهها هم باید به رنگ سرخ، رنگآمیزی شود. کتابها و بسیاری چیزهایی که برای دولت کارآمد بود، باید نمادی از سرخی داشته باشد. شعارهای همایشها روی پارچههای سرخ نوشته میشد. در تظاهرات عمومی تا چشم دید داشت، سرخ بود و سرخ. بدین ترتیب، سرخی همه جا را فراگرفته بود. در تمام این مدت، متأسفانه دشت و دمن، کوه و صحرا، جنگل و بیابان، جادهها و جویبارها نیز از خون پاک مردم مسلمان و بیدفاع این مرز و بوم سرخرنگ شده بود. کشتار دسته جمعی که در این عصر و زمان اتفاق افتاد، شاید در طول تاریخ افغانستان بیسابقه بوده باشد. هزاران تن از مردم بیدفاع و مظلوم افغانستان، شبانه در زیر خروارها خاک زنده بهگور و در چالههای اطراف زندان پلچرخی، سر به نیست میشدند. بههرحال ذکر جنایاتی که در دورهی کمونیستهای افغانستان اتفاق افتاده از شمار بیرون است و شرح آن مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.