فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل اول: شناخت دموکراسی
تعریف دموکراسی
ادامه

دیوید هلد، مواضع گوناگون ممکن در باره آنچه «حکومت به‌وسیله مردم» قلمداد می‌شود، به شرح زیر خلاصه نموده است:

  • همه باید حکومت کنند؛ به این مفهوم که همه باید در قانون‌گذاری و اداره امور حکومت دخالت داشته باشند.
  • همه باید شخصاً در تصمیم‌گیری‌های مهم، یعنی تصمیم‌گیری در باره قوانین عمومی و مسائل مربوط به خط‌مشی کلی دخیل باشند.
  • حکومت‌گران باید در مقابل حکومت‌شوندگان پاسخگو باشند.
  • حکومت‌گران باید در مقابل نمایندگان حکومت‌شوندگان پاسخگو باشند.
  • حکومت‌گران باید توسط حکومت‌شوندگان انتخاب شوند.
  • حکومت‌گران باید توسط نمایندگان حکومت‌شوندگان انتخاب شوند.
  • حکومت‌گران باید به نفع حکومت‌شوندگان عمل کنند (هلد، 1384: 16).
    با این وجود تعریفی که از دموکراسی به دست می‌آید، از این قرار است:
    ‌أ. دموکراسی از نگاه لغت: دموکراسی را در لغت چنین معنا نموده‌اند. دموکراسی (Democracy) کلمه لاتینی است که از ترکیب دو واژه‌ی (Demos) به معنای مردم یا ملت و (Kratos) به معنای سلطه و قدرت تشکیل شده است و بر حکومتی دلالت می‌نماید که در آن، اقتدار و قدرت در دست مردم یا ملت است (هیوود، 1383: 329).
    ‌ب. دموکراسی از نگاه اصطلاح: در اصطلاح دموکراسی به حکومت یا نوعی سیستم حکومت‌داری اطلاق می‌شود که طی آن، ملت و مردم به واسطه‌ی نمایندگان خود، بر اعمال حکومت نظارت می‌کنند و نمایندگان منتخب‌شان در مجالس تعیین شده، از حق تدوین و تصویب قوانین برخوردارند.
    ‌ج. برخی دموکراسی را به «حکومت جمعی» تعریف نموده‌اند که در آن از بسیاری جهات اعضای جامعه به طور مستقیم یا غیرمستقیم در گرفتن تصمیم‌های که به آن‌ها مربوط می‌شود، شرکت دارند یا می‌توانند شرکت داشته باشند. در این تعریف «مشارکت» مفهوم کلیدی دموکراسی بوده و دوام دموکراسی به وجود مشارکت بستگی دارد (کوهن، 1383: 27).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *