تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
بررسی اوضاع طائف
حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم فرمود: قریش و انصار، حلیف و همپیمان یکدیگرند، چنانکه بنی امیه و ثقیف، حلیف و همپیمان یکدیگر میباشند. عروه بن مسعود سردار ثقیف شوهر آمنه دختر ابوسفیان بود. عروه از آمنه فرزندی بنام داوود داشت. عده کثیری از مفسرین میگویند: منظور از مردی که اهل مکه او را بزرگ میپنداشتند و میگفتند، چرا قرآن بر او نازل نشده است عروه بن مسعود بود، چنان که قرآن از زبان آنها حکایت میکند: وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ.
«چرا این کتاب قرآن بر مردی بزرگ از اهالی این دو آبادی نازل نشده است.»
از میان ثقیف مردی بنام حارث بن کلده که دارای نبوغ بود، به فارس رفت و علم پزشکی را فرا گرفت و در میان عربها شهرت پیدا کرد. بعد از وی، پسرش نضر که پسر خاله حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم بود و به این حرفه معروف گردید؛ طب را از پدرش آموخت. سپس به کشورهای مختلف سفر کرد و با دانشمندان و کاهنان زیادی مصاحبت نمود. در علم فلسفه و حکمت آگاهی کسب کرد. نضر نسبت به حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم شدیداً دشمنی و حسادت داشت.