تالیف: عمروخالد
ترتیبکننده: عاطف
موضوع: مفهوم توکل
علما در رابطه با معنای کلمهی توکل تحقیق کرده اند. من سخنان علما را بیان میکنم در آن بیندیشید. علما برای معنای توکل بر خداوند این گونه مثال زده اند: توکل یعنی قرار گرفتن قلب در برابر پروردگار مثل قرار گرفتن میت در برابر مرده شو. به این مثال عجیب توجه کن آیا میدانی مرده شو با مرده چه میکند؟ هر طوری که بخواهد آن را حرکت میدهد پس باید رابطهی قلبت با خداوند به گونهای باشد که گویا میگویی خداوند هر کاری که میخواهی با من بکن، من وجود و هستیام را تسلیم تو نمودهام، ای الله از هر کاری که با من خواهی کرد، راضیام هر کاری که از آن خشنود باشی، چون من به تو توکل کردهام و یقین دارم که تو هرگز مرا به شر و بدی نخواهی سپرد، پس من بر تو توکل کردهام.
یکی دیگر از مفاهیم توکل همراهی است با پروردگار در آنچه میخواهی. پس هر جا که تو را قرار میدهد قرار بگیری و از تقدیر الله راضی و خشنود باشی. خدایا! از هر چه از جانب تو به من رسد خوشحال و شادمانم، چرا که سپردن من به شر و بدی از تو به دور است.
آیا میتوانید اینگونه توکل کنید؟ آیا احساس میکنید که به الله توکل کرده اید؟ این یک نعمت است نعمتی با عنوان توکل بر الله.
از دیگر توضیحات توکل آن است که به وسیلهی اعضای بدن از اسباب استفاده کنی، سپس ارتباط این اسباب را با قلب قطع نمایی. ما قبلاً در این مورد صحبت کردیم. دستان و پاهایت از اسباب استفاده میکند، ولی قلبت با اسباب ارتباطی ندارد. من نزد فلانی میروم تا کاری برایم پیدا کند، ولی وقتی نزد او میروی از خداوند میطلبی، این بدان معنا نیست که در برابر او فخر فروشی کنی و بگویی ببین تو در این وسط هیچ کارهای! گفتن این سخنان اشتباه است چون اخلاق نیکو و ادب چنین سخنانی را اقتضا نمیکند چرا؟ زیرا این کار استفاده کردن از اسباب است. با ادب و نزاکت با مردم رفتار کن و از اسباب بهرهجویی نما در حالی که قلبت با اسباب هیچ رابطهای ندارد. این معنا و مفهوم توکل است پس قلبت از درون یقین دارد که هیچ کس به جز خدا نمیتواند به تو توفیق دهد، به همین جهت قبل از آمدن دو رکعت نماز حاجت خواندم و فقط وابسته به خداوند یگانهام نه مردی که قرار است کاری برایم جور کند و نه مردی که برایم همسری معرفی میکند چون تو ای پروردگار متعال! مقدمات ازدواج را برایم مهیا خواهی نمود و مرا خوشبخت میکنی و تو هستی که فرزندانم را خوشبخت خواهی کرد نه فلان شخص که فرزندانم را به او میسپارم و او آنان را یاری خواهد کرد هرگز! نه فلان معلم بلکه فقط تو ای پروردگار تو یاری دهندهای و تو منفعت رسانندهای تویی که خیر و نیکی در دستان توست لبیک و سعدیک و تمام خیر و خوبیها در دستان توست و شر و بدی از تو نیست. به همین خاطر علما عبارتی بسیار زیرکانه و زیبا دارند، آنان چه میگویند؟ میگویند: امید مردم با قطعشدن، اسباب قطع میشود، آیا این طور نیست؟! وقتی فلان شخصی که میخواست تو را سر کار بیاورد، استعفا دهد، چه بر سر امید مردم میآید؟ امید تو نیز قطع میشود، با قطع شدن اسباب، امید مردم نیز قطع میگردد و امید مؤمن افزایش مییابد چرا؟ زیرا تنها چیزی که قلبم بدان مشغول و وابسته است تویی ای پروردگار! پس مرا یاری کن، مردم هنگام قطع اسباب گریه میکنند ولی مؤمن میگوید: الحمدلله این مشکل حل خواهد شد، امید مردم با قطع شدن اسباب تبدیل به یأس و نا امیدی میشود در حالی که امید مؤمن با متوقف شدن اسباب افزایش مییابد.
اصلاح قلبها